تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧

116 - پيشگوئىهاى شيخ دربارهء امير انر

ديگر امير انر « 1 » دعوى مريدى كردى تا به حدى كه با شيخ الاسلام « 1 » گفتى : اگر تو گويى روز را كه شبست من گويم كه شبست ، و اگر شب را گويى كه روزست من گويم كه روزست ، اكنون حق اين اعتقاد را گوشهء خاطر باحوال من بازدار . چون او در مريدى صادق بود پيوسته شيخ الاسلام گوش باحوال وى داشتى تا آن وقت كه شيخ الاسلام قصد حج كرد . ائمه و قضات و بزرگان شهر نيشابور گفتند كه ما امسال بنگذاريم كه تو به روى ، و بر آن اتفاق كردند و بنگذاشتند . تا چهار ماه برآمد . روزى امير اسماعيل گيلگى در شهر مىآمد ، و امير انر و جملهء بزرگان وى را استقبال كردند . شيخ الاسلام را آن خوش نيامد كه او را بالحاد منسوب بود . چون امير انر نزديك شيخ الاسلام آمد بازو عتاب كرد كه چرا وى را استقبال كردى ؟ گفت : مرا چنين فرموده بودند . شيخ الاسلام چيزها گفت او را و آنان را كه او را
هامش
( 1 ) - كه با شيخ الاسلام مكرر است ( 1 ) امير انر ( بضم الف و فتح نون ) نام دو تن از سرداران عهد سلاجقه است يكى از آنها در خدمت بركيارق بوده و از جانب او حكومت فارس را اداره مىكرده است سپس در اصفهان سپهسالار بوده و به اغواى مؤيد الملك - وزير معزول بركيارق - بر سلطان شوريده و خود مدعى مقام پادشاهى گرديده و با سپاهى برى رفته و همان‌جا در سال 492 بدست سه تن از غلامان ترك كشته شده است ( ابن اثير ، ذيل وقايع سال 492 و راحة الصدور ص 145 - 144 ) امير انر دوم در خدمت سلطان سنجر بوده است سلطان سنجر در سال 509 هجرى وى را به سردارى سپاه خود براى جنگ با ارسلان شاه غزنوى كه در اين سال پس از فوت پدرش بر تخت نشسته بود فرستاد و اندكى بعد خود نيز رهسپار غزنه شد و آن شهر را پس از جنگى سخت در شوال 510 ( يا 511 هجرى ) گشود . و در سال 513 نيز كه ميان سنجر و برادرزاده‌اش محمود در نزديكى ساوه جنگى رخ داد امير انر ملازم ركاب سنجر بود پيش از وقوع جنگ ميان سنجر و محمود امير انر به سردارى سپاه سنجر به گرگان رفت ولى برخورد ميان دو قشون در ساوه داد . ( ابن اثير ، سال 513 ) در كتاب مقامات چند حكايت راجع به ارادت و عقيدت اين امير نسبت بشيخ احمد آمده و پيداست كه غرض اين امير انر دوم است چون اشاره به لشكركشى او به غزنين و سپس گرگان شده است . مؤلف مجالس العشاق داستانى دربارهء عشق شيخ احمد نسبت به پسر اين امير آورده كه مسلما مجعول و از نوع ساير حكايات اوست ( نسخهء خطى اياصوفيا 4238 ، ورق 63 - 60 )
مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 167 | سديد الدين محمد غزنوى / حشمت مؤيد