تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
عارف برداشته بود ، بعد از اين چهار يك ديگر شيخ احمد بو عمرو ، و نيم‌تنه‌اى من نگاه داشته بودم . حال آنكه شحنه‌اى بود او را سارغجه خواندندى « 1 » مردى بود او لشكرى و عوان « 1 » ، او دعوت كرد ، و در حرامى مال شكى نبود . شيخ الاسلام در دعوت او همه چيزى را بخورد . آنگه مردمان بوزجان شيخ الاسلام را در زبان گرفتند كه چنين زاهد بود كه نان سارغجه بخورد . شيخ الاسلام دريافت ، آنگه گفت كه استاد عثمان عارف را و ابو بكر لالكى را و احمد بو عمرو را چگونه شناسيد ؟ گفتند : سه مرد پارسا و متّقى . گفت : ايشان هر سه مرا دعوت كردند ، درين هر سه دعوت گوشت حرام محض بود ، از آن آنجا نخوردم هيچ ، اما آنچه سارغجه دعوت كرد همه حلال بود . ديگر چون معلوم كرديم ، آن گوسفند كه من كشته بودم تركمانى بدزديده بود و به ديگر داده ، آن‌كس بما فروخته و ما هر سه تن از آن گوشت دعوت كرده بوديم . و مردمان طهرآباد نيز سارغجه را تبرك شيخ الاسلام نان پخته بودند و به دو آورده ، و گوسفندى از رمهء كسى وام ستانده بود و دعوت از آن ساخته بود . آن حلال بود و آن ديگران حرام بود ، تا دانيد و از شك بيرون آييد ، و السلام .

105 - مخاصمت يكى از كسان ابو المعالى امام الحرمين با شيخ

ديگر روزى دانشمند مسعود درآمد و گفت : دانشمندى است او را كفتار « 2 » خوانند ، از كسان خواجه امام ابو المعالى امام الحرمين « 2 » را نواسه‌اى « 3 » خواسته
هامش
( 1 ) - خواندندى) C (: خواندى ( 2 ) - كفار ( 1 ) عوان ( بفتح اول و دوم مشدد ) سخت‌گير و ظالم و زجركننده - و سرهنگ ديوان سلطان « غياث اللغات » ( نقل از حاشيهء برهان قاطع ص 1385 ) . ( 2 ) معلوم نيست كه مقصود مؤلف مردى گمنام از هم‌عصران شيخ احمد مىباشد يا ابو المعالى عبد الملك بن ابو محمد عبد اللّه بن يوسف بن محمد الجوينى ملقب به امام الحرمين دانشمند مشهور شافعى ، زيرا اين شخص بزرگ در 478 درگذشته و شيخ در اين وقت هنوز چهل سال نداشته و بنا بقول خود مؤلف هنوز به ميان خلق باز نگشته و ارشاد آغاز نكرده بوده است تا چه رسد به اينكه شهرتى يافته و توانسته باشد با بزرگى چون امام الحرمين درافتد . شرح حال ابو المعالى مختصرا چنين است : وى در 10 محرم 419 هجرى به دنيا آمد . پدرش بزرگ شافعيه بود و در نيشابور تدريس مىكرد . ابو المعالى 19 ساله بود كه پدرش مرد و او با حدث سن بر كرسى تدريس نشست . در 445 هجرى طغرل بك بتحريك وزيرش منصور الكندرى بتعقيب و تعذيب معتزله و اشعريان ( چون پيرو كلام بودند ) پرداخت و ابو المعالى ترك وطن گفت ، علت سفر او از نيشابور محققا روشن نيست . ابن خلكان مىنويسد كه وى پس از درگذشت پدرش ببغداد رفت و چندى در آن شهر بسر برد و سپس بحجاز رهسپار گرديد ولى اكثر نويسندگان علت خروج او را از زادگاهش همان آزار و تعقيب اشعريان را دانسته‌اند . وى از 450 تا 454 در مكه و مدينه بتدريس و ارشاد و صدور فتاوى اشتغال داشت و از همين‌جا لقب امام الحرمين يافت . چون حكومت با لب ارسلان و وزارت به نظام الملك رسيد اشعريان آسوده شدند و فراريان بديار خود بازگشتند و نظام الملك نظاميهء نيشابور را خاص ابو المعالى تأسيس كرد و سيصد شاگرد كه در ميان آنها بزرگانى چون غزالى بودند نزدش تدرس نمودند . وى نزديك به سى سال تعليم كرد و در 25 ربيع الثانى 478 درگذشت . اهم كتب وى عبارت است از : الف - الشامل فى اصول الدين . ب - الارشاد الى قواطع الادلة فى اصول الاعتقاد ( چاپ قاهره 1950 ، ترجمهء فرانسوى آن در 1938 در پاريس نشر يافته است ) . ج - العقيدة النظامية ( چاپ شيخ محمد الكوثرى ، قاهره 1948 ترجمهء آلمانى كلپفر قاهره 1958 ) . ( رك :kreW nies dnu ? iniawujD - la niamaraH - la m ? amI sed amgoD saD : refpolK tumleH ) oriaK 8591 , ayimaziN na tadiqA - la( 3 ) نواسه بفتح اول بمعنى نبيره باشد كه فرزندزاده است عموما و دخترزاده را گويند خصوصا ( برهان قاطع ، توضيحات استاد معين در حاشيه ) .