بر من افتاد گفت : نه ترا گفتم كه منى پانصد گاورس بخر و بنام من بنه ؟ نكردى تا ترا اين مشغولى پيش آمد .
102 - پيشگوئى از نرخ غله
ديگر نيز وقتى نشسته بوديم و حديث نرخ غله مىگفتيم . مردمان گفتند :
بهغايت ارزان شده است ، سيصد من غله بدينارى است . شيخ الاسلام گفت : به دويست من بدينار باز خواهد آمد . تا چهار ماه برآمد ، آن به دويست من بازآمد ، و هفت سال و هشت سال همچنان بماند .
103 - خواب آتش دوزخ و در امان بودن دوستان شيخ
ديگر استاد عمر گفت كه بخواب ديدم كه به سمى « 1 » در رفتم و در آنجا آتشى عظيم بود . گفتم : اين چه جاست ؟ آواز شنيدم : « و ان منكم إلا واردها كان على ربك حتما مقضيا « 2 » » . چون اين آواز شنيدم دانستم كه دوزخ است ، گفتم : چون دوزخ است عجب است كه مرا نمىسوزد . ندائى شنيدم كه بعز جلال « 1 » من كه آتش دوزخ را با دوستان دوست من كارى نيست ، يا « 2 » بر اين لفظ كه آتش دوزخ را با شيخ الاسلام احمد و دوستان او كارى نيست .
104 - تميز دادن شيخ طعام حلال و حرام را
ديگر شيخ ابو بكر لالكى گفت : وقتى در اول عهد شيخ الاسلام را دعوتى كردم از شوربا « 3 » و گوشت . دعوت من نخورد . شبى ديگر دانشمند استاد عثمان عارف دعوت كرد ، آنجا هم نخورد . شبى ديگر شيخ احمد بو عمرو دعوت كرد ، آنجا هم نخورد ، بادنجان و نان مىخورد . من گوسفندى خريدم و بكشتم ، چهار يكى عثمان
هامش
( 1 ) - حلال
( 2 ) - يا) C (: تا
( 1 ) سم ( با ضم و فتح و كسر س ) - سوراخ ( المنجد )
( 2 ) سورهء مريم ، آيهء 71
( 3 ) شوربا - از شور ( طعم ) + با ( آش ) ، معرب آن شورباج و شوربه ( نقل از حاشيهء برهان قاطع ، ص 1307 ) .