تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
آنچه چيز است ؟ نشان چند بداد كه آن چيست و تو هواى كدام طايفه مىكنى و اينكه در تو است چنان كه بود همه با وى بگفت كه هيچ‌كس از آن واقعه خبر نداشت جزو كه در دل داشت و خداى تعالى از آن آگاه بود ديگر هيچ‌كس ندانست . او برفت ساز وزارت بساخت ، هنوز تمام نساخته بود بطلب او كس آمد و او را به لشكرگاه بردند و وزارت بوى دادند . و اين واقعه چون آفتاب معروفست .

93 - پيشگوئىهاى شيخ در حق چند تن از مردم نيشابور

ديگر در شهر نيشابور ميان ( قاضى صاعد كه امام اشرف است و « 1 » -
C
) قاضى بو سعيد قاضى القضاة و فرزندان ايشان تعصب افتاد . از جهت اوقاف مدرسه و مسجد جامع و خطابت سخن مىرفت ، هر دو قوم به لشكرگاه رفتند . دانشمند احمد زاوهى به نزديك امام اشرف مىبود رحمه « 2 » اللّه ، وى را گفت : ( ترا خصمان بسيارند . . مىورزند و با تو اسباب و تبع نمىبينم ، چگونه خواهد شد ؟ گفت : -
C
) من به پشتى « 3 » شيخ الاسلام احمد مىروم كه مرا خصمان بسيارند و با من اسباب و تبع نمىبينم ، ولى پناه عظيم دارم به دو و اعتقاد تمام بدعا و همت او احمد راوهى بيامد و اين ماجرا با شيخ الاسلام برگفت كه خواجه امام اشرف در ميان مردمان از تو چنين سخن مىگفت ، گوش به دو بازدار . شيخ الاسلام گفت : چون در حق ما اين اعتقاد دارد حق تعالى رنج او
هامش
( 1 ) - عبارت ميان دو هلال در اصل نيست و درCهم بدين‌گونه نقل شده « ميان قاضى بو سعيد كه امام اشرف است و قاضى القضاة صاعد و فرزندان » كه مسلما مغشوش است زيرا چنان كه از متن حكايت برمىآيد قاضى القضاة ابو سعيد و امام اشرف دو شخص مختلف و دو رقيب اين داستانند ، نكته‌اى كه مجهول مىماند اينست كه آيا قاضى صاعد امام اشرف لقب دارد و ذكر نام او در نسخهءCبجاست يا آنكه اصلا نام صاعد را بايد از عبارت بالا حذف كرد و نگارنده بقياس شخصى حذف آن را صحيح مىدانم زيرا ازين قاضى صاعد يك بار ديگر نيز در حكايت 116 ياد شده است بدون لقب امام اشرف و بالعكس از امام ( ابو المعالى ) اشرف در فصل سوم كتاب ذكرى آمده است بدون پيوستن آن با عنوان قاضى صاعد . اين نظر در خلال حكايت هم تأييد مىگردد چه ابو سعيد بشيخ الاسلام پيغام مىفرستد كه اگر پيش‌گوئى تو تنها من‌باب دوستى با امام اشرف نبوده بلكه بر حق است پس قاضى صاعد را مأمور كن كه فردا خطبه بگويد ، و شيخ نيز چنين مىكند . ( 2 ) - رحمة ( 3 ) - بشتى