تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
كس پيش از من درآمد ؟ گفتند : نى . گفت : اين واقعه كه در سراى ما افتاده هيچ كس از آن حال خبرى نداشت ، و هيچ كس پيش از من بيرون نيامد ، او چه دانست ؟ گفتند : ما ندانيم تا چه افتاده است ، ما اين دانيم كه ساعتى هست كه شيخ الاسلام از جاى در جست و دست در هوا يازيد و گفت : اللهم سهل . آن جوان گفت : در سراى خواجه ابو الحسن « 1 » برادر خواجه امام شهاب نوادهء فقيه اجل از بام بالا درفتاد ، گويى كه كسى او را در هوا بگرفت و بر آن بام ستون نهاد ، و ايشان امروز بر آن بودند كه به زيارت شيخ الاسلام آيند ، چون اين حال و اين حادثه افتاد مرا فرستادند كه بگوى تا بدعا ياد دارد ، و در انتظار ما نباشند ، چون من از در خانقاه درآمدم پيش از آنكه من سخن گفتم او جواب من باز داد . پس شيخ - الاسلام را پرسيدند كه آنچه بود كه تو دست در هوا زدى ؟ گفت : چون آن دختر از بام درافتاد من دست بيازيدم و او را بگرفتم و بر آن بام ستون نهادم ، از بهر نگاه داشت خواجه امام محمد شاد « 1 » را .

88 - پيشگوئى شيخ از عزل خواجه امام شهاب

ديگر بعد از آن واقعه خواجه امام شهاب « 2 » « 2 » به نزديك شيخ الاسلام آمد ، بعد از آنكه امام استاد محمد شاد « 1 » او را وصيت كرده بود كه مگر او را چيزى نمايى
هامش
( 1 ) - شاه ( 2 ) - شها ؟ ؟ ؟ ال ( 1 ) خواجه ابو الحسن طاهر پسر فقيه اجل و برادر خواجه شهاب الاسلام وزير سلطان سنجر است كه مجملى دربارهء او بعدا خواهد آمد ( رك : جدول دوم پايان كتاب وزارت در عهد سلاطين سلجوقى ) . ( 2 ) از اينجا ببعد چند حكايت در باب رابطهء شيخ احمد با فرزند فقيه اجل برادر خواجه نظام الملك آمده است . نام وى در اين كتاب امام شهاب الدين ياد شده و از قرائن پيداست كه مراد ابو المحاسن شمس الدين شهاب الاسلام عبد الرزاق ابن عبد اللّه بن على بن اسحاق مىباشد شرح حال اين مرد چنان كه استاد عباس اقبال تحقيق نموده اينست كه وى از فقها و رؤساى دينى نيشابور بوده است . حوادث زندگانى او پيش از تصدى شغل وزارت معلوم نيست همين‌قدر از تاريخ بيهق مىدانيم كه وى بهنگام مرگ پدرش فقيه اجل يعنى در ذىالقعدهء سال 499 در قلعهء ترمذ محبوس بوده است . سلطان سنجر در سال 511 او را بمقام وزارت برگزيد و او تا 17 محرم سال 515 كه درگذشت در اين مقام باقى بود . معزى شاعر -