تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
جبهء سيه پوشيده دارد و بر بازوى چپ وى علم است و مقنعهء سياه بر سر دارد . دانشمند گفت : اكنون معتقد شدم كه پريان چنين كارها كنند و توانند كرد ، و به يك ساعت جهان زير پاى توانند آورد ، و ترا ايشان تعليم مىكنند .

79 - خبر دادن شيخ از مرگ امير بزغش به راهى دور

ديگر هم روزى آنجا نشسته بود و آب از چشم شيخ الاسلام مىدويد . دانشمند محمود پرسيد كه ترا چه بوده است كه مىگريى ؟ گفت : هيچ‌چيز نبوده است ، شيخ الاسلام آن را مىپوشيد ، وى الحاح مىكرد . پس شيخ الاسلام گفت : امير بزغش « 1 » فرمان يافت و در حيات او بسى آسايش و راحت بود . دانشمند محمود گفت : برخيز اى جوان مرد « 1 » و ازينجا بيرون رو كه هم اكنون خانقاه مرا خراب خواهى كرد ، اين خود سخن نيست كه تو مىگويى . روزى ده برآمد . خبر آمد كه او در كنارآب فرمان يافت ، و قرب صد فرسنگ كم و يا بيش برآيد ازينجا تا بدانجا كه شيخ الاسلام نشان داده بود ، و آن روز كه گفته بود تاريخ نبشته بودند . چون خبر رسيد همان روز كه گفته بود چنان بود .
هامش
( 1 ) - عبارت « اى جوانمرد » يك‌بار هم قبل از « برخيز » بين السطرين نوشته شده است . ( 1 ) وى از سرداران سلطان سنجر است كه سپهسالارى قشون وى را در جنگ با اميرداد حبشى و بركيارق و مساعدين آنها در 493 هجرى بر عهده داشت اين جنگ در بوزجان رخ داد و با غلبهء سپاهيان سنجر پايان يافت . اسم وى در تاريخ ابن اثير نيز مانند اين كتاب « بزغش » آمده است . استاد اقبال مىنويسد : « اسم اين سردار در متن چاپى ابن الاثير « بزغش » چاپ شده در صورتى كه در عماد كاتب « ارغش » و در جامع التواريخ و زبدة التواريخ « يرغش » آمده است . بقرينهء متن عماد كاتب تقريبا يقين حاصل است كه ضبط جامع التواريخ شكل ديگر اين اسم علم تركى است و تبديل الف و ياء به يكديگر در اعلام تركى زياد ديده مىشود . اين كلمه مركب است از دو لغت « ار - ير » بمعنى مرد و « غش » بمعنى « پرنده » ( پايان قول استاد اقبال ، وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى ، ص 285 - 284 ) . امير بزغش در 497 پس از جنگى با اسماعيليه در حدود طبس و مغلوب كردن آنان درگذشت و ابن اثير مىنويسد « و كانت خاتمة امره الجهاد رحمه اللّه » .