76 - اخبار از كشته شدن ملحدان در راهى دور
ديگر چون مردمان طبس آن بديدند گفتوگوى در ميان ايشان افتاد ، ( قومى گفتند كه حق آنست كه شيخ الاسلام دارد و -
C
) قومى گفتند ناموسى « 1 » است .
تا يك روز دو تن از ملحدان بيامدند و گفتند : اگر راه تو حقست چهل مرد از آن ما برفتهاند و هيچ پيدا نيستند كه كجااند « 1 » اگر ما را خبرى كنى كه ايشان كجااند و بكدام طرف رفتهاند ما دست ازين همه بازداريم و به راه تو بازآييم و مذهب تو گيريم . و در آنوقت هيچ كس از دهى بدهى نمىتوانست رفت از عظيم برف كه بود . شيخ الاسلام زمانى سر در پيش افكند ، پس گفت : ايشان را همه كشته مىبينم .
گفتند : ( چند تناند ؟ گفت : تا بشمرم ، گفت : سى و هشت تن كشتهاند . گفتند : -
C
) كجاست ؟ گفت : من آنجا نرسيدهام و آن جاى اكنون مىبينم ، اما مردى مىبينم در ميان ايشان از ده رافق « 2 » ، مىگردد و ايزارپاى و جامهء ايشان بيرون مىكند .
گفتند : آه كه اين نشان راستست كه ايشان از سوى كندستان « 2 » رفتهاند . روز چهارم آن سه تن كه بگريختند باز « 3 » آمدند و آن قصه برگفتند . همچنان بود كه شيخ الاسلام خبر داده بود ، و آن ملحدان وى را پيغامبر نامه گفتندى .
77 - اخبار از گرفتن شهر زوزن
ديگر هم در آن وقت و در آن روزها پايدار « 4 » ملعون « 5 » و منور از روستاى پشت « 6 » « 3 »
هامش
( 1 ) - كجا
( 2 ) - رافق ، در اصل روى « فق » كمى سياه شده و كلمه درست خوانا نيست
( 3 ) - باز : و باز
( 4 ) - بايدار
( 5 ) - ملعون ، چنين است در اصل با اعراب
( 6 ) - بشت
( 1 ) ناموس - مكر و حيله ، دروغزن ( رك به حاشيهء برهان قاطع ) .
( 2 ) كند بالضم ثم السكون من قرى سمرقند ( معجم البلدان ياقوت )
( 3 ) بضم باء و سكون شين معجمه شهريست در نواحى نيشابور مشتمل بر دويست و بيست و شش قريه و گويند معرب پشت است به فارسى چه آن مانند پشت است براى نيشابور ( ياقوت ) ( براى تفصيل رك : تعليقات چهار - مقاله چاپ استاد محمد معين ، ص 71 ) .