تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
خداى تعالى بنمايد ببينند ، و الا من نتوانم كه هرگاه كه خواهم « 1 » كرامت نمايم كه ببينند . تا روزى كه شيخ الاسلام با دانشمند امام و جماعت دانشمندان [ و ] قرب « 2 » صد تن از ده فساورز « 1 » بده امغان مىشدند . درخواست كرد امام كه امروز بسيار عزيزان حاضراند ، لا بد كرامت فرا بايد نمود ، و امام سوگند خورد كه اگر امروز كرامتى فرا ننمايى من هم ازين مقام بروم و هرگز باز نيايم ، و عنان بگردانيد و روى بسوى كوه نهاد . چون پاره‌اى ( برفت در دل شيخ الاسلام آمد كه او را بازخوان كه هرچه مىخواهد راست است . وى را بازخواند كه اكنون بخواه هرچه مىبايد راست است -
C
) شيخ الاسلام اين بگفت ، دانشمند امام رحمة اللّه عليه از ستور در گرديد ، و و آن طايفه همه بيفتادند و مدهوش شدند . چون با خود آمدند ازيشان پرسيد كه چه ديديد ؟ گفتند كه همه دشت و صحرا و سنگ و خاك و خاشاك همه هرچه بود زر سارا گشته بود . اما بعد از آن گفت : ( بنماى ! گفت : -
C
) آنچه ( بود -
C
) رفت در آن وقت « 3 » بايست خواست . اما من از شيخ الاسلام پرسيدم ، گفت : در آن حالات كه آن وقت « 3 » درآمده بود شما اگر بخواستى آن خرى كه برنشسته بودى از خداى تعالى تا وى را اسب گردانيدى اسب گشتى ، ولى آن ساعت رفت .

58 - روان گشتن آب بسوى بالا به اشارت شيخ

ديگر شيخ الاسلام بر لب رودى نشسته بود با كسى سخن مىگفت از طريقت و فضل خداى تعالى كه در حق دوستان خود چند لطف كرده است . پس اشارت كرد بدان رود و بدان آب كه اگر دوستان حق تعالى اشارت كنند و گويند كه اى آب
هامش
( 1 ) - خواهم كه ( 2 ) - دانشمندان امام الحاح كردند قرب ( 3 ) - وقت كه ( 1 ) در نزهة القلوب ( ص 177 چاپ آقاى دبير سياقى ) در ضمن بلاد قهستان از بلوك فشارود ياد شده است و در يكى از نسخه‌بدلها بجاى آن نشاورد هست كه احتمالا فشاورد يا فشاورز بوده است و اين يگانه وجه احتمالى است كه براى كلمهء فساورز ما مىتوان يافت در حكايت 359 اين نام با « ش » منقوط آمده است