تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
بازافكند . شيخ الاسلام فرمود كه ساعتى توقف كن كه كار « 1 » در پيش است . درين سخن بودند كه كسى در بكوفت . خادم برفت تا معلوم كند كه كيست . چون در بگشاد خواجه مودود را ديد با جمعى انبوه . درآمدند و بر شيخ الاسلام سلام كردند و بنشستند و حالى سماع اساس نهادند و نعره زدن گرفتند مولانا شيخ الاسلام سر برآورد و گفت : هى هى سهلا كجائى ؟ و سهلا مردى سرخسى و از عقلاى مجانين پيوسته در خدمت شيخ الاسلام بودى و از مريدان خاص شيخ الاسلام و مردى صاحب كرامت بود ، هم در ساعت حاضر شد و بانگ بريشان زد ، و ايشان كفش و دستار مىگذاشتند و مىگريختند . خواجه مودود بماند ، برپاىخاست « 1 » و سر برهنه كرد و به استغفار مشغول گشت و گفت : يا شيخ الاسلام شما را روشن و محقق است كه اين نوبت بدين كه كردند رضا نداشتم . شيخ الاسلام گفت : راستست ، اما ( با ايشان
هامش
( 1 ) - خواست ( 1 ) يكى از اختصاصات اين كتاب حذف ياء نكره است مانند كار بجاى كارى در عبارت بالا و ده‌ها موضع ديگر . اينك چند نمونه : ح 32 - مدت برآمد ( مدتى ) ايضا - جماعت از ياران ( جماعتى ) ح 38 - مقدار به من داد ( مقدارى ) ح 40 - روز چند توقف كن ( روزى ) ح 45 - غلام از آن من گم شده است ( غلامى ) ح 75 - دانشمند بود او را على جعفر خوانندى ( دانشمندى ) ح 80 - خروار هيزم مىآرند ( خروارى ) ح 88 - روز ديگر پير بود ( پيرى ) ح 97 - مرد كشته شد ( مردى ) ح 114 - وقتى دختر آوردند نابينا ( دخترى ) ح 138 - من آنجا رفتم با قوم از ياران ( قومى ) ح 176 - هركه روزى به اعتقاد درست بر ما سلام كرده است يا بر مريد از مريدان ما ( مريدى ) فصل الحاقى ح 3 - شبى نور ديدم ( نورى )