تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
و مشروع ، چون برخاستى « 1 » و به ميان دالان خانقاه رسيدى حالتى بر شما ظاهر گشت كه جمله هراس خوردند ، از لفظ مبارك شما بيرون آمد كه ما كنيم ما ، چنان كه بسيارى از حاضران بشنودند ، پس بازگشتيد و كودك را طلب داشتيد و انگشت به چشم او فرود آورديد ، كودك بينا گشت . اگر كسى به حكايت بما نقل كردى ما انكار كرديمى « 2 » و البته قبول نيفتادى « 3 » ، چون به چشم خود بديديم روى انكار ندارد كه « العين صادقة و السمع كذاب » ، اكنون اگر آنكه اول گفتى راست بود اينكه آخر كردى چه بود ؟ و اگر آنكه آخر كردى راست بود آنكه اول گفتى چه بود ؟ و ديگر آنكه از زفان مبارك شما بيرون آمد كه ما كنيم ما ، آنچه بود ؟ بيان فرماييد تا ما را فايده باشد . الجواب : شيخ الاسلام فرمود كه آنچه اول گفتم كه احياء موتى و علاج اكمه و ابرص معجزهء عيسى بود عليه السلام ، همچنان است و سخن احمد آن بود و جز آن نتواند بود ، اما آنچه بر زفان ما رفت كه ما كنيم ما ، چون برخاستم « 4 » و به ميان دالان خانقاه رسيدم بسرّ ما فرودادند كه باش يا احمد مرده زنده عيسى مىكرد - ؟ و نابينا بينا و ابرص نيك عيسى مىكرد ؟ آن ما كنيم ما . بانگ بر من زدند و گفتند : بازگرد كه روشنائى چشم آن كودك را در نفس و دست تو نهاده‌ايم . اين حديث بر دل چندان زور كرد كه بر زفان بيرون آمد . جواب اول سخن احمد بود و كار اول راست و مشروع بود و كار آخر قدرت خداى تعالى تا دانيد و السلام .

27 - داستان كرامات شيخ در هرات و مخاصمت خواجه مودود چشتى با وى

ديگر چون شيخ الاسلام احمد قدس اللّه روحه العزيز به ديه فشكان كه از اعمال هرات است رسيد روز چند آنجا مقام فرمود . خبر دادند كه خواجه زاهد مودود
هامش
( 1 ) - برخواستى ( 2 ) - كردمى ( 3 ) - نيفتادمى ( 4 ) - برخواستم
مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 83 | سديد الدين محمد غزنوى / حشمت مؤيد