تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
و ايشان را به شهرهاى خراسان راه داد . و ايشان آمدند و شدند . چون بسيار شدند ائمه و امرا و اكابر و عوام الناس فرا سخن آمدند و گفتند كه ايشان را منع مىبايد كرد كه ملحدان در شهرهاى خراسان چه كار دارند ؟ چون اين خبر به ملاحده رسيد كه خلق بسيار از آمد و شد ايشان غلو مىكنند داعى فرستادند كه او را خطير كيسالار گفتندى ، و او ملحد متحن « 1 » و فاضل بود و در طب و نجوم كامل و به‌غايت مكار و فريبنده سلطان را گفت « 1 » : ائمهء خراسان را جمع كن تا مسئله « 2 » گوئيم كه ما را بچه حجت از ولايت خراسان منع مىكنند . سلطان ائمه را جمع كرد و فرمود كه مسئله « 2 » گوييد و يا سخن در باقى كنيد . ائمه گفتند : ما با يكديگر مشورت كنيم آنچه صواب نمايد بر آن برويم . چون مشورت كردند ايشان را صواب نمود كه ملحدان را بولايت « 3 » راه دهند و اين مسئله « 2 » نگويند ، و اين برضاى سلطان نزديك‌تر بود كه از ملاحده مىترسيد كه كارد در زير بالين مشاهده كرده بود و از سرّ آن خبر نيافته بود . برين جمله بگذاشتند .

23 - داستان قيام شيخ بر ضد ملحدان در مرو

چون يك‌چندى برآمد دعوت خانه‌اى در شهر مرو بنهادند و بهر جاى ديگر ، و كس از آن حال خبر نيافته و كيفيت آن ندانسته . تا روزى در شهر نيشابور در خدمت شيخ الاسلام احمد قدس اللّه روحه العزيز از ملاحده و شد و آمد ايشان سخنى مىرفت ، بر لفظ مبارك شيخ الاسلام رفت كه اين حال بر ما كشف گردانيده‌اند و ما را بدين مهم بمرو مىفرستند و آنچ بر ما از فساد راه دادن ملاحده لعنهم اللّه و آمد و شد ايشان در دين و دنيا روشن گردانيده‌اند اگر سلطان و ائمه را اندكى از بسيار
هامش
( 1 ) - گفت گفت ( 2 ) - مسئله ( 3 ) - ملحدان را ؟ ؟ ؟ ولانرا بولايت ( 1 ) چنين است در اصل و معنى آن روشن نيست ، شايد درست مثخن) nexsoM (باشد يعنى « كسى كه كوشش مىكند و در چيزى مبالغه مىنمايد » ( فرهنگ نفيسى ) . درCهم درست خوانا نيست به صورت « ؟ ؟ ؟ حر » بدون نقطه نوشته شده شايد : متبحر