تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
استاد امام عبد الرحمن كس فرستاد بشيخ الاسلام كه ازين طامات كار برنيايد ، كار علم دارد ، يك سوره از قرآن تو تفسير گوى و يكى من ، تا علما چه گويند و كدام اختيار كنند . شيخ الاسلام فرمود كه هر سوره‌اى كه تو خواهى تفسير گوى و هر سوره‌اى كه تو خواهى و گويى من تفسير گويم . باز جواب فرستاد امام عبد الرحمن به پيش شيخ الاسلام و گفت كه تو سورهء الرحمن را تفسير گوى و اذا وقعه را من . از وى سؤال كردند ائمه كه چه فايده است در تخصيص الرحمن ؟ گفت : درين سوره سى و يك
« فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ »
ست ، اگر هر يكى را معنى ديگر گويد از حد لغت بيرون باشد محل تشنيع گردد ، و اگر حواله كند بتفاسير ازين معنى بدست او چه باشد و چه گفته باشد ؟ پس شيخ الاسلام سورهء الرحمن را تفسير گفت و هر
« فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ »
را معنى ديگر گفت كه هيچ كس بر آن هيچ نتوانست گفت ، و به ائمه ماورنه بردند ، جمله بر آن تحسين‌ها كردند و ثنا گفتند ، و از سمرقند سؤال‌ها فرستادند و شيخ الاسلام آن را جوابها فرمود و امروز آن سؤالها و جوابها باقيست تا دانند و السلام .

22 - داستان كارد نهادن ملحدان به زير بالين سنجر « 1 »

ديگر شخصى از ولايت قهستان به شهر مرو آمد و خود را شيخ اسعد عراقى نام نهاد و با ابو الفتوح جامه‌دار « 2 » غايتى كه از معتمدان و مهتر جامه‌داران سلطان وقت سنجر بن ملكشاه بود دوستى گرفت مدت مديد ، چنان كه ابو الفتوح جامه‌دار را بر وى اعتماد كلى افتاد . تا روزى اين شيخ اسعد ابو الفتوح را گفت : به تو حاجتى دارم و از كرم تو استدعا مىكنم ، توقع آنست كه ابا نكنى و به وفا رسانى . گفت :
هامش
( 1 ) رجوع شود به تاريخ جهانگشاى جوينى ج 3 ص 214 و حبيب السير ج 2 ص 486 و مقدمهء اين كتاب ، روابط احمد با معاصرانش . ( 2 ) جامه‌دار - عنوان گروهى از مملوكان كه شايد بخدمات شخصى سلطان در دربار اختصاص داشتند ( رك : دائرة المعارف اسلام ذيل همين كلمه ) .