تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
طهارت روز اول نماز كنند بعد از آنكه اين هشتاد بره با طعامهاى ديگر خورده باشند . اين چله مردانه باشد بىشركت زنان ، كه زنان اين بجاى نتوانند آورد . چون جواب باز برد استاد عبد الرحمن متغيّر شد ، گفت : باش « 1 » اين مرد از دنيا بهشتى برخواهد ساخت ، در دنيا اين ممكن نباشد كه كسى چندين طعام بخورد و چهل روز از جاى برنخيزد ، چون دعوى كرد كجا مىنشيند تا بنشينم . او را گفتند : تو چگونه خواهى كرد ؟ گفت : دعوى من نكرده‌ام « 2 » ، كم خورم و او را گوش مىدارم « 1 » ، اگر ازين بره يا طعام كه در پيش او باشد لقمه را بگذارد و يا به كسى ديگر دهد بر وى تشنيع كنم ، و اگر تمام بخورد چگونه ساكن تواند بود ؟ چون برخيزد كار راست آمد و دعوى باطل گرديد . كس فرستاد بشيخ الاسلام كه كجا مىنشينى تا بنشينم ؟ شيخ الاسلام جواب فرستاد كه اين نشست را ميزبانى مستظهر و سخى طبع ببايد تا هر روزى چهار بره بريان با تكلف تمام ساخته مىدارد تا من و تو ساكن توانيم نشست و بدل جمع . چون جواب باز بردند گفت : فرار مىطلبد من رها نكنم . پس شيخ الاسلام كريم الشرق را طلب داشت و فرمود كه ما را انديشه‌اى هست كه چند روز در وثاق تو خلوتى سازيم و چله برآريم . كريم الشرق گفت : ما را فتوح عظيم بود و بدين نازش كنيم و مباهات . شيخ الاسلام فرمود كه خلوتى نخواهد بود كه چيزى نخوريم ، خلوت خواهد بود كه هر روز چهار برهء بريان با تكلف تمام هر روز به دو وقت بما مىآرى تا ما خرج كنيم . گفت : اگر فرمايى هر روز ده برهء بريان بدهم و هر تكلف كه در وسع آدمى گنجد ، بجاى آرم . فرمود كه بازگرد و وثاق ساخته كن تا بامداد بياييم . ديگر روز شيخ الاسلام اول صبح آنجا رفت و كس فرستاد به استاد امام عبد الرحمن كه ما بفلان جاى آمديم ترا ببايد
هامش
( 1 ) - باش ( 2 ) - نكردام ( 1 ) گوش داشتن در اينجا - پائيدن ، مراقبت كردن
مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 67 | سديد الدين محمد غزنوى / حشمت مؤيد