تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
كرد و امروز همه برجاست و معمور و حالتها و كارها و كرامتها كه در آنجا رفته است اگر در قلم آيد بتطويل انجامد و بسامت « 1 » و ملامت ادا كند . پس از مدتى او از آنجا بفرمان به معدآباد آمد و ساكن شد ، و خلقى از اطراف روى بوى نهادند و حالات و كرامات او ظاهر شد و مشاهده « 1 » مىكردند . چون خبر مقام شيخ الاسلام بسلطان السلاطين سنجر بن ملكشاه رسيد از شهر مرو قاصد به زيارت شيخ الاسلام - به معدآباد جام آمد ، چون پيشتر « 2 » كرامتهاى عجب از وى ديده بود خواست تا معلوم كند كه او هست يا نه . بشيخ الاسلام « 3 » خبر دادند كه سلطان به زيارت شما مىآيد . گفت : نيكو بود . چون سلطان بدر خانقاه شيخ الاسلام رسيد پياده شد ، شيخ الاسلام برخاست در ميان خانقاه درودگران چوب بريده بودند ، از آن برينش « 2 » چوب كه از دندان اره افتاده بود هر دو آستين را پر كرد و از خانقاه بيرون آمد . سلطان پياده از آن طرف جوى استاده بود و شيخ الاسلام ازين طرف جوى بود . آستين برافشاند گفت : يا سنجر نثار احمد اينست . بقدرت حق تعالى زر سارا شده بود . بعضى بر سلطان آمد و بعضى در جوى ريخت و بعضى در راه افتاد و بعضى بر هركسى آمد و امروز در آن آب هنوز زر مىيابند ، مانند برينش چوب كه از دندان اره « 4 » افتاده باشد .

17 - داستان شيخ با طغرل تكين « 3 »

ديگر چون وقتى كه شيخ احمد قدس اللّه روحه العزيز عمارت خانقاه معدآباد جام و مسجد جامع مىكرد فرموده بود تا چوبها « 5 » جهت خانقاه و مسجد از استاد زورآباد مىآوردند ، و در آن وقت مقاطع « 6 » جام طغرل تكين سنجرى بود ، و او در
هامش
( 1 ) - و مشاهده در اصل تكرار شده است سهوا ( 2 ) - بيشتر ( 3 ) - شيخ ( 4 ) - ار ( 5 ) - جوىها ( 6 ) - مقاطع) C (، در اصل : مقطع ( مقاطع - چيزى را به اجاره‌گيرنده ، فرهنگ نفيسى ) ( 1 ) اول بفتح و ثانى بمد الف بر وزن ملامت - بستوه آمدن از چيزى و ملول شدن ( آنندراج ) ( 2 ) برينش بمعنى بريدن و برش باشد ( برهان قاطع ) ، در اينجا برينش چوب يعنى خاك اره ( 3 ) رجوع كنيد به مقدمه ، روابط احمد با معاصرانش
مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 56 | سديد الدين محمد غزنوى / حشمت مؤيد