و سيد زيادى همچنان هى هى مىكرد . شيخ الاسلام بازگشت و بخانقاه درآمد . سيد زيادى و محمد منصور مانده بودند . و سيد زيادى را آواز داد . او بيامد و سر بر قدم شيخ الاسلام نهاد ، گفت : يا شيخ الاسلام توبه كردم ، از من درگذار كه ندانستم .
شيخ الاسلام دست بر پشت او زد و فرمود كه يا با عيسى « 1 » شما ندانستهايد كه كار اولياى خدا [ ى ] عز و جلّ به بازوى شما نباشد ؟ حق سبحانه و تعالى ترا به پدر تو بخشيد ، ولى بدين بىحرمتى كه كردى از علم و عمل برخوردار نگردى و فتوى راست از زير « 1 » قلم بيرون نيايد ، تا دانيد .
16 - زيارت سلطان سنجر شيخ را در معدآباد « 2 »
ديگر چون ازدحام شهر سرخس بسيار شد مولانا شيخ الاسلام از آنجا برفت و به كوه استاد زورآباد « 3 » آمد ، و در آن كوه چهار صومعه به چهار جاى مختلف بنا
هامش
( 1 ) - از در
( 1 ) ابو عيسى را شيخ براى خطاب به كار مىبرد و در اين كتاب چند بار آمده است ، در متون ديگر ديده نشد .
( 2 ) كلمهء « معدآباد » در هيچ منبعى يافت نشد . در تاريخ بيهق تحت عنوان « الحسين بن معاذ البيهقى » آمده است : « از كبراى بيهق بود و معاذآباد بيهق كه در سر روستاست پور وى بنا كرده است » ( ص 149 ) . استاد بهمنيار در حاشيهء همين صفحه قيد نموده كه كلمهء معاذ در هر دو نسخهء مأخذ چاپ يعنى نسخ برلين و لندن غالبا بدون نقطه يعنى معاد نوشته شده است . در صفحهء 35 مؤلف جزو تقسيمات بيهق معاذآباد را از جمله نواحى اعلى الرستاق ياد كرده و در اينجا نيز بجاى معاذ در هر دو نسخه معاد بوده است . شايد اين معدآباد مذكور در كتاب مقامات كه بعدها مدفن شيخ احمد گرديد ( رك . به مقدمه : زندگانى احمد ) با معاذآباد تاريخ بيهق يكى باشد و معاذ در ميان عوام من باب سهولت تدريجا مبدل به معد گرديده باشد .
( 3 ) در انساب سمعانى نسبت « زورابذى » مذكور گرديده « هذه النسبة الى زورابذ و هى ناحية بسرخس مشتملة على عدة من القرى » . ياقوت همين قول سمعانى را در معجم البلدان ج 2 ص 956 نقل كرده است . سنائى گويد ( ديوان ، ص 801 ، چاپ 1320 شمسى )اى چو ماهى نشسته در خرگاه * وز تو خرگاه چون سپهر از ماه
دان كه داريم عزم زورآباد * منم و يك خر و دو سه همراهدر متن چاپى بجاى زورآباد « روزآباد » آمده كه البته خطاست . در خراسان اكنون نيز دهى بنام زورآباد و چندين ده بنام « استاد » وجود دارد ( رك . بفرهنگ جغرافيائى ايران جلد نهم ) .