تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
خانقاه امام محمد منصور سرخسى افتاد ، و او مرد عالم بود ، بر كرسى مجلس مىگفت . چون بدر خانقاه رسيدند قاضى پيش شيخ الاسلام گرفت و گفت : خلقى از مرد و زن از نفس مبارك شما صحت يافتند و امام محمد منصور مردى بس بزرگ است و عالم و بهر دو پاى مفلوج ، او را بردارند و بر كرسى نهند و بردارند و فرود آرند ، اگر نظر شما او را دريابد و بنفس مبارك شما حق تعالى او را صحت بخشد عظيم كارى باشد و كار او فرا عامى چند نساخته باشد . شيخ الاسلام فرمود كه او چه مردى است منكر . قاضى گفت : من نيز منكر بودم ، چون مشاهده افتاد مقر شدم ، او نيز مشاهده كند مقر گردد . شيخ الاسلام فرمود كه تو منكر بودى كه در حق غير مشاهده كردى مقر شدى ، او منكريست كه در حق خود مشاهده كند منكرتر گردد . قاضى گفت : اگر چند سخن شما صدق است اما عقل من اين قبول نمىكند و نمىتواند كرد كسى كه در حق خود چنين كرامت مشاهده كند منكرتر گردد ، باز قاضى گفت : اگر چنين است كرم فرماى . شيخ الاسلام فرمود كه اى قاضى همين ساعت فرا « 1 » تو نمايم تا اين سخن قبول كنى يا نه . پس بازگشت و بخانقاه
هامش
- انساب سمعانى و معجم البلدان ذيل كلمهء سرخس مذكور نيست ولى ياقوت در ذيل « جنازه » او را فقط اسم برده است . كتابى به عربى موسوم به « رياض الانس » در علم تذكير به دو منسوب است كه نسخه‌هائى از آن در موزهء بريتانيا و ليدن و مونيخ موجود مىباشد .) . : CIBARA eht fo eugalatac eht ot tnemelppuS . ) 632 . rN , 351 . p , ueiR selrahC yb , muesuM hsitirB eht ni stpircsunaM( 1 ) از اختصاصات نثر اين كتاب به كار بردن فراوان پيشاوند « فرا » بر سر ضمائر و اسامى بسبك قدما مىباشد كه نمونه‌هاى آن در اين كتاب بسيار زياد است و حاجتى بنقل و برشمردن آنها نيست ( رك : سبك‌شناسى ج 1 / ص 338 ) . فرا در اكثر بلكه جميع اين موارد افادهء معناى « به » را مىكند مانند فرا تو نمايم - به تو نمايم ، حكايت 23 : كس راه فرا آن نبرد - بدان نبرد . اين پيشاوند البته بر سر افعال نيز در مىآيد و آن را مؤكد مىسازد مانند حكايت 93 : خطبه‌اى را فرا ساختند - بساختند ، حكايت 107 : آخر به اشارت سازى فرا نمود . مرحوم استاد بهار مىنويسد كه پيشاوند فرا بر سر اسامى نيز وجههء عمل فعل قبل را مشخص مىسازد و گاهى در همان حال كه بين او و فعل فاصله افتاده مثل آنست كه با فعل مزبور تركيب شده و معنى مستقلى مىدهد .