تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
بدان موضع كه آن نور ناپيدا شد مسجد بنا كرديم . پس « 1 » شش سال تمام « 2 » در آن كوه و در آن مسجد مىبودم و هركس از هر جانب و هر ولايت مىآمدند و مىرفتند و چيزها به اطراف عالم مىبردند ، و از ائمه و مشايخ و از بزرگان اطراف عالم نبشتها مىآوردند و جوابها مىبردند ، و عنايت‌ها و فضل حق سبحانه و تعالى در حق اين فقير مشاهده مىكردند و السلام » .

10 - داستان بناى مسجد

ديگر چون شيخ الاسلام احمد قدس اللّه روحه العزيز مقام به كوه بيزد جام آورد و آن مسجد خانه كه امروز برجاست او بنا « 3 » نهاد و عمارت مىكرد و ياران سنگ و چوب مىآوردند و رازكان « 1 » و درودگران كار مىكردند . يك پل « 2 » پاره كوتاه آمد . درودگران گفتند : خواجه اين يك پل كوتاه است ديگر مىبايد . شيخ الاسلام فرمود كه شما چه درودگران باشيد كه چوب دراز نتوانيد كرد ؟ گفتند : ما چوب كوتاه توانيم كرد و ليكن دراز نتوانيم كرد . فرمود كه شما چوب ساخته كنيد . ساخته كردند و ساخته شد ، [ گفتند ] چه مىفرمائى ؟ فرمود كه سر پل بر كار نهيد . بر كار نهادند . پس شيخ الاسلام را گفتند : چه مىفرمائى ؟ شيخ الاسلام بر سر ديوار رفت و فرمود كه يك سر
هامش
- و من آن را در ساير كتب قديم نيز نيافتم . بنا بر فرهنگ جغرافيائى ايران ( مجلد نهم ) در ايران امروز سه ده بنامهاى بيزخ ، بيزك ، بيزه وجود دارد كه اولى تابع شهرستان سبزوار و دومى تابع بخش تربت جام و سومى نيز تابع سبزوار است . بيزد مذكور در مقامات شايد همين بيزك باشد كه طبق فرهنگ جغرافيائى دهى است از دهستان ميان جام ، بخش تربت جام شهرستان مشهد ، در بيست كيلومترى شمال باخترى تربت جام ، كوهستانى ، معتدل ، سردسير . ( 1 ) - پس از ( تصحيح از روىC) ( 2 ) - تمام كه ( تصحيح از روىC) ( 3 ) - مبنا ( 1 ) راز - بنا و گل‌كار ، در عربى كلانتر و بزرگ ب ؟ ؟ ؟ ايان را گويند ( برهان قاطع ) راز بتازى طيان را گويند ، ديگر گل‌كار بود . عسجدى گويد :به يكى تير همى فاش كند راز حصار * ور برو كرده بود قير بجاى گل راز( لغت فرس اسدى ) ( 2 ) پل در اصطلاح بنايان چوب بزرگ كه بر ديوار نصب كرده سر تيرهاى كوچك را بر آن گذارند . ( فرهنگ نظام )
مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 44 | سديد الدين محمد غزنوى / حشمت مؤيد