تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
وحيد است . محترق است . اخلاقش كريم است ، و لسانش لطيف است . خدوم است . رئوف است . رحيم است . از بلا بنگريزد . و چون ذوق معانى دارد ، در شهوات نياميزد . چون غم عشق را شايد ، شعله‌اى است از آتش استادان . مريد است و مراد است ، كه اگر اين نبودى ظهور او نبودى . مريد در عبوديت مريد است ، اما در ربوبيت مراد است . در ارادت آسايش نيست ، و مريد را آلايش نيست . اما پير آنگه به درجهء شيخوخيت رسد كه به هفت جوهر از جواهر طريق عالم و عامل شود . اول در عبوديت بودن است در مرجع مهلكات ، و موفق شدن به نظر منجيات . و مرد تمام نشود در طريق معرفت تافتن ابليس و حيله‌هاى او نشناسد ، و حديث نفس و مزخرفات او را نداند - چنان كه سيد العالمين و خواجهء قاب قوسين - صلوات اللّه و سلامه عليه - گفت : من عرف نفسه فقد عرف ربه . و پير عارف نبود چون آفات را نشناخته باشد . و آفات در آن كس باشد كه از آفات رسته باشد . و اگرچه آفات بيش از ستارهء آسمان و ريگ بيابان و قطره‌هاى باران و موى پشت جانوران است ، اما آنچه در قدر وسع باشد در آن كلماتى چند گفته آيد كه طالبان را فايده باشد . ان‌شاءالله تعالى . اما از جملهء غلطهاى اين قوم آن است كه خود رأى و معجب به نفس خويش باشند . و اقتدا به هيچ پير نكنند . و چنين گويند كه ما را استاد با خويش است . دارند و ليكن ابليس . چنان كه گفت : من لم يكن له استاد ، فاستاده الشيطان . و از غلطهاى ديگر آن است كه علم شريعت نخوانند ، و آموختن آن ننگ دانند . و گويند كه علم شريعت زحمت راه است . و از فضولى ندانند كه نمىدانند . و از غلطهاى ديگر آن است كه آداب نگه ندارند در جميع احوال ، و حركاتشان جمله در قبايح باشد . و چنين دانند كه رسيده‌اند ، ليكن به نار و سقر . و غلطى ديگر آن است كه رواتب و نوافل بگذارند ، و به كسلان خوى كنند ، و متعبدان را