و آن غلطها يكى آن است كه طيبتهاى فراخ كنند ، و گويند كه اين انبساط است ، و آن هذيان باشد ، از آنكه انبساط حسن آداب است .
و ديگر آفت آن باشد كه از حرام و شبهات باك ندارند ، و گويند حلال و حرام نارسيده راست . و اگر در يگانگى همه يكى است ، اين گفتنشان از جاهليت است و نداشتن اختيار و امتحان ، كه بنده ممتحن است و مكلف از حق بر جميع معاملات .
و مهين غلطهاشان آن است كه با زنان و امردان بنشينند و مباشر يكديگر باشند ، و خود را بىزيان دانند . بلى ، عشق به هر محلى كه فرود آيد در حالت مشاهدت شهوت را ببرد . چون در همهء وجود رهرو از بشريت هيچ نماند ، در مجالس عشاق حق نشستن او را مسلم باشد . و جماعتى از كفر مستحل خمر باشند ، و گويند مركب ما است . شوم حالى است كه آن را حاجت به آبى تلخ باشد ، كه مستى مردان از مشاهدهء جمال اللّه باشد كه شور از جان عاشقان برآرد .
و از غلطهاشان يكى آن است كه هر فرايضى كه حق - سبحانه و تعالى - واجب كرده است بر بندگان آن را فروگذارند ، چون نماز و روزه و زكات و صدقه و امثال آن . و چنان نمايند از خود كه ما مخصوصيم بر حريت ، و عبوديت از آن غير ما است .
و ديگر غلطشان آن است كه در عبوديت نبودهاند ، و دم از ربوبيت زنند . ربوبيت حالت سكر است ، و عبوديت حالت صحو . تا در اين جهانند ، از اين هر دو ناگزير است عارفان را .
هرگاه كه سكر درآيد :
لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى
( 4 / 43 ) و هرگاه كه صحو درآيد :
لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ وَ لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ
( 4 / 172 ) نشان ايشان است .
و از غلطهاشان آن است كه وضو و طهارت و غسل جنابت مهمل دارند ، و گويند ما وضوى ازل داريم . دارند ولى جنابت ازل ، كه به همهء بحار عالم پاك نشوند . چنان كه مهتر عالم و برگزيدهء بنىآدم - عليه الصلاة و السلام - گفت : لو اغتسل اللواطى بماء البحور لا ياتى يوم القيامة الا جنبا . زيرا كه قدس طهارت صفت اللّه است ، و پاكان مقدس را دوست دارد :
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ
( 2 / 222 ) .