تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
حادث از ذات خواهند . و به رمز يكديگر را گويند كه ما خود اوييم . پس مر آن كافران را صد هزار خداى باشند ، و حق سبحانه از جمع و تفرقهء محدثات منزه است . و احدى است كه جز او را بر او راه نيست . طول نپذيرد ، و متلون نشود . بدين قول كافرند . نه خود را دانند و نه حق را ، كه اگر كسى حق بودى كى فنا شدى . و قومى را غلط در روح است . و اين‌ها در روح غلط ندارند ، اما در جسم غلط كنند . آنها گويند كه روح از ذوات است . مذهب نصارى دارند ، اخزاهم اللّه . و قومى ديگر گويند كه روح خاص از وجود اوست ، و روح عام آفريدهء اوست . و اين خيال محال است ، كه وجود قديم در حد آيد و در ظرف گنجد . و نزديك است اين مذهب به تناسخ . قاتلهم اللّه . و غلط ديگر ضعفا راست كه در عالم خيالات باشند ، و تمثيلات بينند و پندارند كه آن كشف است ، و ذات و صفات حق را مانند نهند . متهم‌اند و خيال‌پرست . نعوذ باللّه من شئوم خاطرهم . و از غلطهاشان آن است كه اوليا را بر انبيا تفضيل نهند ، يا برابر دارند ، قد كفروا بذلك . اين خاطرى فاسد است . و قولشان در اين آن است كه مىگويند حال نبى با واسطه است و حال ولى بىواسطه . از بىفهمى در غايت جهل بود اين سخن ، كه الهام و حديث و مناجات انبيا راست بر دوام . و نيز بر وحى و رسالت جبرئيل ( ع ) و ارسال كتب مخصوص‌اند . و حالت نبى از وراى طور ارواح است در صرف قدس . و حالت ولى غالبا بين الارواح و الاشباح است . و آن كس داند كه او را بوده است . و ديگر غلطشان آن است كه جماعتى از ايشان دعوى رؤيت كنند به چشم سر . و آن در دنيا مستحيل نيست ، و ليكن سنت بر اين رفته است . و گروهى كشف عيان از كشف بيان باز ندانند ، و توهم كنند كه آنچه مىبينيم آن خود به چشم باز ديدهء سر است ، و ليكن از غايت خامى ندانند . و در سنت از رسول - صلى اللّه عليه و سلم - آمده است كه ابليس ميان آسمان و زمين بر عرشى نشيند ، و نفس خود را بر جماعتى از عوام عرض كند تا ايشان را گمراه كند ، و به همه