مرگ از در و ديوار « 1 » درآيد به همه حال * گرچه در و ديوار تو از حصن حصين است
اى كاخ برآورده به عيوق ز غفلت * ز آن روى بگردان كى رهت زير زمين است
هر بنده كى معزول ز جان است سليمست * اى واى بران بنده كى معزول ز دين است
اى شاد شده زانكه ترا خلق ستايند * گويند فلان مرد امين است و بهين است
بس كس كى امين است بر خلق به ظاهر * چون بنگرى او از همهء خلق بترين است
بس صومعگى را كى فراقش بنويسند * بس مرد قباپوش كى در غيب گزين است
الفصل التاسع و الخمسون من قصة يوسف عليه السلام
فى قوله تعالى :
« ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ . »
« 1 - » قال « 2 » الامام رضى اللّه عنه : « خصّص اللّه تعالى ستّة من الانبياء بستّة من العلوم . » « 3 » شش كس را از انبيا چون تاج نبوّت بر سر نهاد شش علم نيكو بداد . آدم را عليه السلم « 4 » علم اسما داد « 5 » ،
هامش
( 1 ) - از بام
( 2 ) - + الشيخ
( 3 ) - + ملك تعالى
( 4 ) - « عليه السلم » ندارد
( 5 ) - بداد . قوله تعالى
( 1 - ) سورهء يوسف / 103