قصه :
پس چون عيص و يعقوب در آن مغاك « 1 » بهم رسيدند ، پس « 2 » به مرگ باز از هم ببريدند « 3 » . روى بر روى يكديگر نهادند « 4 » و جان فانى « 5 » به حضرت باقى فرستادند « 6 » .
كاروان « 7 » غريو و زارى « 8 » برآوردند ، ماتم فرقت ايشان « 9 » فرا گرفتند « 10 » . كس بمصر فرستادند « 11 » كى آن پدر « 12 » محنت رسيده « 13 » كى چهل « 14 » سال در هجران « 15 » تو بود و چهل سال در « 16 » وصل دلارام و دلنواز « 17 » تو بود ، از عالم دنيا بار رحلت برداشت و ترا از مهر خود يتيم فروگذاشت . و آن عمّ تو از روم بيامد و بازو « 18 » قصد مصالحت كرد ، پيش از آنك سخن گفت روى بر روى وى « 19 » نهاد « 20 » و قصد رحلت كرد « 21 » .
يوسف چون اين بشنيد « 22 » تاج از سر بينداخت و حرير « 23 » بر بر « 24 » پاره كرد « 25 » .
پابرهنه و سر برهنه با همه لشكر « 26 » مىدويد تا ببالين عمّ و پدر رسيد . ايشان را بدان صفت بديد . به درد و حسرت بناليد « 27 » . پس برنگرست « 28 » درهاى آسمان ديد گشاده « 29 » و فرشتگان « 30 » باستقبال روح « 31 » ايشان آمده . عالم هوا ديد « 32 » با عالم « 33 » نور آراسته ، فرشتگان نثار رحمت بر دست گرفته ، ايشان را از آن مغاك برآوردند و بشستند « 34 » و هر دو را « 35 » در يك گور به بيت المقدس « 36 » دفن كردند « 37 » . در بدايت هر دو از يك شكم آمدند « 38 » و هر دو صد و چهل و هفت سال بزيستند « 39 » و در نهايت نيز هر دو در
هامش
( 1 ) - غار
( 2 ) - ندارد
( 3 ) - + كاروان انتظار آمدن ايشان مىكردند چون بازنيامدند بر اثر ايشان برفتند هر دو را ديدند
( 4 ) - نهاده
( 5 ) - ندارد
( 6 ) - فرستاده
( 7 ) - ندارد
( 8 ) - فرياد
( 9 ) - « فرقت ايشان » ندارد
( 10 ) - فرا گرفتن كردند
( 11 ) - + پيش يوسف
( 12 ) - اين پير
( 13 ) - زده
( 14 ) - هشتاد
( 15 ) - آرزوى روى
( 16 ) - + آرام
( 17 ) - « دلارام و دلنواز » ندارد
( 18 ) - با وى
( 19 ) - ندارد
( 20 ) - + و جان بداد
( 21 ) - « و قصد رحلت كرد » ندارد
( 22 ) - « چون اين بشنيد » ندارد
( 23 ) - + و حله
( 24 ) - خود
( 25 ) - + با كل لشكر سر و
( 26 ) - « و سر برهنه با همه لشكر » ندارد
( 27 ) - + و گريست
( 28 ) - سر برداشت
( 29 ) - + ارواح انبياء
( 30 ) - « و فرشتگان » ندارد
( 31 ) - ندارد
( 32 ) - را
( 33 ) - باعلام
( 34 ) - خاك برآورد و بشست
( 35 ) - + با يكديگر
( 36 ) - از « در يك گور . . . » ندارد
( 37 ) - كرد
( 38 ) - آمده بودند
( 39 ) - از « و هر دو صد و . . . » ندارد