فردوس يكى باغ خداوند قديمست « 1 » * پاك است ز هر عيب بتنزيه و بتقديس
آن را كى همىخواست درون كرد چو ادريس * و آن را كى نمىخواست برون كرد چو ابليس
لطيفه :
« اذا اراد اللّه « 2 » بعبد خيرا « 3 » هيّأ له اسبابه . » چون ملك تعالى خواهد كى بديعهاى از بدايع صنع خود پيدا كند به ساعت اسباب وجود آن مهيّا كند . چون خواست كى ادريس پيش از همگنان در بهشت باشد « 4 » ، او را با فرشتهاى آشنا كرد . پس آن ديدار عبرت [ 146 الف ] در دلش پيدا كرد تا از آن فرشته التماس كرد ، و فرشته حاجت او روا كرد . پس ملك « 5 » تعالى به مرگش مبتلا كرد ، پس « 6 » آن فرشته زارى « 7 » و دعا كرد تا ملك « 8 » او را زنده گردانيد « 9 » . اين همه بدايع « 10 » آشكارا كرد تا « 11 » ولايت بهشت وى را مهيّا كرد . « 12 » همچنين « 13 » ملك تعالى « 14 » خواهد كى بر بندهء عاصى رحمت كند و « 15 » به دو نظر عنايت و لطف « 16 » كند ، گناه او در پيش چشم او آشكارا كند ، درد ندامت در دلش پيدا كند ، « 17 » و در عالم مهر خودش « 18 » شيدا كند . پس بر بساط طاعتش بر پا كند « 19 » . اين همه اعاجيب « 20 » لطف خود پيدا كند تا بفضل و رحمتش آشنا كند .
اين كى گفتيم « 21 » صفت برداشتن « 22 » ادريس بود تا به جنت ماوى « 23 » . امّا « 24 » برداشتن تا با آسمان « 25 » عيسى « 26 » را بود عليه السلم « 27 » . و آن چنان بود كى ملك تعالى او را معجزهء
هامش
( 1 ) - در متن : خداى صمدست
( 2 ) - در متن : + و شياء
( 3 ) - در متن « بعبد خيرا » ندارد
( 4 ) - رود
( 5 ) - حق
( 6 ) - ديگر بار
( 7 ) - وى را
( 8 ) - + تعالى
( 9 ) - كرد
( 10 ) - + او را
( 11 ) - + در متن : + با
( 12 ) - + اشارت
( 13 ) - همچنان چون
( 14 ) - « ملك تعالى » ندارد
( 15 ) - + او را به نظر لطف و عنايت
( 16 ) - « به دو نظر عنايت و لطف » ندارد
( 17 ) - + و او را
( 18 ) - خود
( 19 ) - از « پس بر بساط . . . » ندارد
( 20 ) - عجايب
( 21 ) - + برداشت
( 22 ) - « صفت برداشتن » ندارد
( 23 ) - به جنت المأوى
( 24 ) - دوم
( 25 ) - « تا با آسمان » ندارد
( 26 ) - + تا به آسمان دنيا
( 27 ) - « را بود عليه السلام » ندارد