تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
گرزهاى آتشين تا مرا عذاب كنند « 1 » . خطاب [ 145 الف ] آمد كى : يك ساعتش « 2 » مهلت دهيد « 3 » تا پيوستگان ازو جدا شوند . چون ساعتى برآمد و پيوستگان وا خانه شدند « 4 » مادرم بر سر تربت « 5 » نشست « 6 » . آن فرشتگان باز آمدند بصولتى تمام « 7 » . خطاب آمد كى : ساعتى ديگر صبر كنيد كى مادرش وا خانه شود « 8 » . ايشان « 9 » بايستادند . شب درآمد و مادرم « 10 » همچنان نشسته بود . فرشتگان گفتند : ملكا پيرزن از سر تربت بار نگردد « 11 » چه فرمايى ؟ خطاب آمد كى : اگر او باز نگردد « 12 » شما باز گرديد « 13 » . بكرم ما لايق « 14 » نباشد كى به عقوبت بشتابيم « 15 » و فرزند « 16 » را در پيش مادر « 17 » عذاب كنيم . ما در اين ساعت بضعف « 18 » آن پيرزن « 19 » نگريم و اين فرزند او را به دو بخشيم « 20 » .

لطيفه :

همچنانك آن « 21 » مادر در « 22 » گور فرزند « 23 » نگران « 24 » بود « 25 » سيّد « 26 » عليه السّلم « 27 » فردا بمقام شفاعت زارى « 28 » كنان باشد بر عاصيان امّت خودش . و « 29 » ملك تعالى از كرم روا ندارد كى فرزند را در پيش مادر عذاب كند ، از فضل و بزرگوارى « 30 » كى روا دارد كى امّت را در پيش پيغامبر « 31 » عذاب كند .

عبارت « 32 » :

آلوده را به « 33 » معصيت « 34 » در نظر مادر حلّه پوشد « 35 » ، آراسته را به معرفت « 36 » در نظر پيغمبر سلب سعادت كى بركشد « 37 » .
هامش
( 1 ) - + از حضرت عزت ( 2 ) - ساعت ديگرش ( 3 ) - عذاب مكنيد ( 4 ) - با خانه رفتند . در متن : شوند ( 5 ) - گور ( 6 ) - بنشست ( 7 ) - + تا مرا عذاب كنند ( 8 ) - باز خانه رود ( 9 ) - + منتظر ( 10 ) - مادرش ( 11 ) - نمىگردد ( 12 ) - « اگر او باز نگردد » ندارد ( 13 ) - + زيرا كه مر او ( 14 ) - و كرم مرا روا ( 15 ) - شتاب كنم ( 16 ) - فرزندان ( 17 ) - مادران ( 18 ) - در ضعيفى ( 19 ) - اين مادر در ( 20 ) - در متن : بخشيديم ( 21 ) - + فرزند را ( 22 ) - مادرش بر سر ( 23 ) - ندارد ( 24 ) - گريان ( 25 ) - + فردا ( 26 ) - + عليه الصلاة و السلم بعرصات گريان بود امت را و همچنانك آن مادر بر سر لحد زارى كرد فردا سيد صلى اللّه عليه و سلم ( 27 ) - « عليه السلم » ندارد ( 28 ) - + كند كه امتى امتى ( 29 ) - از « كنان باشد بر . . . » ندارد ( 30 ) - « و بزرگوارى » ندارد ( 31 ) - پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم ( 32 ) - اشارت ( 33 ) - « را به » ندارد ( 34 ) - + را ( 35 ) - پوشند ( 36 ) - معرفت را ( 37 ) - بركشند در متن + از بركت سيد عليه السلم