تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
جبرئيل بيامدى و دست من بگرفتى و گفتى : يا يوسف جبّار عالم « 1 » مىگويد ما به حكم غيرت پيرى را در آتش فرقت مىسوزيم و در بوتهء محنت مىگدازيم ، تو دست تصرّف در آستين كش تا ميعاد ازلى « 2 » درآيد ، آنگه آن محنت و تيمار او بسر آيد . چون فرمان ملك تعالى چنين بود نتوانستم كى مخالفت كنم . چون فرمان داد كى نامه نويس در حال نامه « 3 » نبشتم « 4 » و به تو « 5 » فرستادم « 6 » . چون « 7 » لشكر دررسيد و از يك جانب صف كشيدند و اهل مصر زن و مرد « 8 » بيرون آمدند و از جانب ديگر صف كشيدند « 9 » ، يوسف گفت شما كيانيد ؟ « 10 » گفتند : ما همه غلامان و بندگان توئيم . يوسف گفت : « اعتقتكم بحرمة هذا الشيخ . » گفت : شما « 11 » جمله را آزاد كردم اكرام قدوم پدر را .

لطيفه :

فردا كى سراى پردهء سيادت آن سيّد ما صلوات‌الله‌عليه و على آله و سلامه « 12 » بمقام محمود بزنند و آن مهتر را بر تخت ولايت بنشانند ، بهشت بر دست « 13 » راست او بدارند و دوزخ را بر دست « 14 » چپ او بدارند . چون « 15 » زفير دوزخ پيدا شود وا ويل « 16 » عاصيان بعرش خداى « 17 » شود « 18 » . ملك تعالى ازيشان پرسد كى : شما كيانيد ؟ - و او خود داناتر « 19 » - گويند : « 20 » ما اهل عصيانيم و بر دايرهء گناهان « 21 » خويش حيرانيم . مفلسان و درماندگان و بيچارگان و عمر به باددادگان‌ايم . ملك تعالى گويد : از امت كه‌ايد ؟ گويند : از امّت محمّد پيغمبر آخر الزمان « 22 » . از حضرت « 23 » خطاب آيد : « اعتقتكم بحرمة هذا السيد . » همه را آزاد كردم احترام و قدوم اين مهتر را « 24 » صلى اللّه عليه و سلّم .
هامش
( 1 ) - ملك تعالى ( 2 ) - آن ( 3 ) - ندارد ( 4 ) - بنوشتم ( 5 ) - « و به تو » ندارد ( 6 ) - بفرستادم ( 7 ) - پس ( 8 ) - + و پير و جوان ( 9 ) - بكشيدند ( 10 ) - + ايشان ( 11 ) - ندارد ( 12 ) - عليه الصلاة و السلم ( 13 ) - ندارد ( 14 ) - ندارد ( 15 ) - + شهيق و ( 16 ) - و ويل و واى ( 17 ) - ندارد ( 18 ) - رسد ( 19 ) - « و او خود داناتر » ندارد ( 20 ) - + بار خدايا ( 21 ) - گناه ( 22 ) - امت محمديم و از جماعت پيغمبر آخر زمانيم ( 23 ) - + جبروت ( 24 ) - از بهر حرمت اين سيد
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 647 | محمد روشن / أحمد بن محمد بن زيد الطوسي