تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
چنانك حال ماست با تو « 1 » نموديم و آورديم « 2 » آنچ مالك آن بوديم « 3 » . در آن منگر كى ما كه‌ايم و چونيم و چه آورديم ، در آن نگر كى تو كه‌اى و چونى و چه دارى .

لطيفه « 4 » :

عاصيان نيز « 5 » با ملك تعالى همين گويند : ملكا چنانك تويى ترا نستوديم « 6 » ، « هو اللّه الذى لا إله الا هو . » و چنانك حال ماست با تو « 7 » نموديم ،
« وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ . »
« 1 - » و آورديم آنچ ما « 8 » مالك آن بوديم ،
« خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً . »
« 2 - » در آن « 9 » منگر كى ما كه‌ايم و « 10 » چونيم و چه داريم ، در آن نگر كى تو كه « 11 » اى و چونى و « 12 » چه دارى « 13 » .

قصه :

يوسف پرسيد كى پدرتان مى چه كند « 14 » ؟ گفتند : در بيت الاحزان نشسته است و از درد و فرقت « 15 » فرزندان « 16 » مىنالد . گفت : كدام فرزند ؟ گفتند : يوسف و ابن يامين . گفت : اين دو كدام را بيشتر « 17 » ياد مىكند « 18 » ؟ گفتند : يوسف را . گفت : از او نوميد نگشته « 19 » است ؟ گفتند : نه كى هنوز اميد مىدارد . يوسف چون اين بشنيد گريه « 20 » بر او غالب شد و صبر ازو زائل شد ، دست فرا « 21 » كرد و حجاب برداشت و گفت :
« هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ . »
« 3 - » خود مىدانيد « 22 » كى شما « 23 » چه كرديد با يوسف « 24 » [ و برادر وى ] و او را بچه محنت « 25 » درافگنده‌ايد « 26 » ؟ ايشان در او نگاه كردند گفتند : تو يوسفى ؟
« قالَ أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي . »
« 4 - » برادران چون يوسف را بديدند بر تخت نشسته و ابن يامين
هامش
( 1 ) - باز ( 2 ) - « و آورديم » ندارد ( 3 ) - + آورديم ( 4 ) - ندارد . در متن : قصه ( 5 ) - + فرداى قيامت ( 6 ) - در متن : بستوديم ( 7 ) - باز ( 8 ) - + را بود ( 9 ) - بدان ( 10 ) - « كه‌ايم و » ندارد ( 11 ) - « كه » ندارد ( 12 ) - « چونى و » ندارد ( 13 ) - + در كرم و لطف خود نگر و نظر رحمت در كار ما كن ( 14 ) - چه مىكند ( 15 ) - فراق ( 16 ) - فرزند ( 17 ) - + دوست مىدارد و ( 18 ) - آرد ( 19 ) - شده ( 20 ) - گريستن ( 21 ) - فراز ( 22 ) - ندارد ( 23 ) - + با يوسف ( 24 ) - « با يوسف » ندارد ( 25 ) - محنتها ( 26 ) - افگنديد ( 1 - ) سورهء توبه / 103 ( 2 - ) سورهء توبه / 103 ( 3 - ) سورهء يوسف / 89 ( 4 - ) سورهء يوسف / 90