تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
بمصر رفتند « 1 » و آن نامه بيوسف دادند . چون « 2 » يوسف به نامهء « 3 » پدر نگاه كرد ، از گريه « 4 » بىطاقت شد . برخاست « 5 » و نامه را در خانه برد و بر فرزندان « 6 » خواند و گفت : اين نامهء جدّ شماست « 7 » پس بر پشت آن نامه نبشت « 8 » : « اصبر كما صبروا تظفر كما ظفروا . » « 9 » فرزندان « 10 » نامه « 11 » آوردند و بر يعقوب خواندند . يعقوب گفت : اين نه سخن اهل زمانه « 12 » است « 13 » . اين پند انبياست و از آن پيغمبرانست « 14 » .
« يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ . »
« 1 - » گفت « 15 » : برخيزيد و طلب يوسف و برادر « 16 » كنيد ، كى من بوى تهمت مىشنوم . فرزندان باز گرديدند و پيش يوسف آمدند و گفتند : يا ملك « 17 » در كار ما نظرى كن . ما را « 18 » بىابن‌يامين به نزديك وى « 19 » راه نيست . اين ده كس را « 20 » به بندگى بردار و او را با پدر گذار . يوسف بفرمود تا آن قباله را كه « 21 » بر بيع او نبشته « 22 » بودند « 23 » بياوردند و بدست ايشان دادند . گفت : « 24 » قباله‌اى يافته‌ام « 25 » از خانهء « 26 » ملك « 27 » ريّان بن الوليد به زبان عبرى نبشته « 28 » است « 29 » . شما معنى آن دانيد برخوانيد « 30 » تا چه نبشته‌اند « 31 » . يهودا آن كاغذ را باز كرد ، خط خويش ديد متحير بماند . با برادران گفت : ندانيم تا اين خط بدست ملك چون « 32 » افتاده است ؟ پس يهودا آغاز كرد و جمله بر « 33 » خواند .
هامش
( 1 ) - آمد ( 2 ) - ندارد ( 3 ) - نامه ( 4 ) - گريستن ( 5 ) - در متن : برخواست ( 6 ) - + خويش ( 7 ) - + كه در باب عم شما نوشته است و در او اظهار درد و ماتم فراق من كرده است ( 8 ) - بنوشت ( 9 ) - + و آن ( 10 ) - + آن ( 11 ) - + را باز ( 12 ) - ريان ( 13 ) - + بلك سخن پيغامبرانست ( 14 ) - از « اين پند انبيا . . . » ندارد ( 15 ) - ندارد ( 16 ) - برادرش ( 17 ) - + لله ( 18 ) - + پيش پدر ( 19 ) - « به نزديك وى » ندارد ( 20 ) - + از ما ( 21 ) - + به روى نوشته ( 22 ) - « بر بيع او نبشته » ندارد ( 23 ) - + كه او را به مالك بن ذرعه فروخته بودند ( 24 ) - + اين ( 25 ) - يافتيم ( 26 ) - خزانه ( 27 ) - ندارد ( 28 ) - نوشته ( 29 ) - ندارد ( 30 ) - بخوانيد ( 31 ) - نوشته است ( 32 ) - از كجا ( 33 ) - + او ( 1 - ) سورهء يوسف / 87