تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
نبينيم « 1 » در آن عالم هم با يكديگر رسيم « 2 » و ببينيم « 3 » . يعقوب گفت : جان پدر نه « 4 » از « 5 » فرقت اين « 6 » سراى مىبناليدم « 7 » . ترا كى از پيش من ببردند ، جوان و برنا بودى و منبع آز و هوا بودى . ترسيدم « 8 » كى : به شهوت [ 130 ب ] جوانى « 9 » و آز و هوا و كامرانى ، تو در آفت مخالفت افتى « 10 » . فردا كى ما هر دو را بمحشر درآرند « 11 » ، ترا از راه ديگر برند « 12 » و مرا از راهى ديگر برند . اين همه ناله‌هاى « 13 » من كى شنيدى « 14 » از بيم فرقت آن سراى « 15 » بود ، نه از بيم فرقت « 16 » اين سراى « 17 » . بيت
رنجم نه از آن كى تو نه‌اى هم نفسم * دردم همه زانك دين برفت از هوسم
تو مؤمن حسن « 18 » و من چنين « 19 » كافر عشق * ترسم كى به رستخيز با تو نرسم
« 20 » پس نالهء يعقوب نه از بيم فوات « 21 » وصل « 22 » بود ، بلك از « 23 » فوات دين يوسف بود « 24 » . دلش غمناك كرد ، دست بزد « 25 » و جامهء صابرى چاك كرد و از درد فرقت بناليد و گفت :
« يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ . »
« 1 - » « 26 » يعقوب را يوسفى گم شد ، چهل سال در فرقت او بناليد . اى كسى كى چهل سال عمرى بر وى « 27 » تاوان گشته است و بنا و قاعدهء دين « 28 » ويران شده « 29 » ، يك‌بار در فرقت « 30 » اين گم‌شده‌ها بنال . يعقوب را چون يوسف گم شد يازده « 31 » بدل
هامش
( 1 ) - « نبينم » ندارد ( 2 ) - با هم رسيدمى ( 3 ) - « و ببينيم » ندارد ( 4 ) - + من ( 5 ) - + غم و ( 6 ) - + سر مىناليدم من از بيم فرقت آن سر مىناليدم ( 7 ) - « سراى بناليدم » ندارد ( 8 ) - ترسم ( 9 ) - + و آرزو و هواى نفسانى ترا در راه مخالفت افگند ( 10 ) - از « و آز و هوا . . . » ندارد ( 11 ) - آورند ( 12 ) - ببرند ( 13 ) - ناله ( 14 ) - « كى شنيدى » ندارد ( 15 ) - سرى ( 16 ) - محنت ( 17 ) - سرى ( 18 ) - متن ندارد ( 19 ) - شدم ( 20 ) - + نكته ( 21 ) - فراق ( 22 ) - + يوسف ( 23 ) - + بيم ( 24 ) - + و بيم فوات دين يوسف ( 25 ) - برد ( 26 ) - + موعظه ( 27 ) - عمر تو بر تو ( 28 ) - + تو ( 29 ) - گشته است ( 30 ) - فراق ( 31 ) - + پسر ( 1 - ) سورهء يوسف / 84
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 577 | محمد روشن / أحمد بن محمد بن زيد الطوسي