تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
بود ، جماعتى از ياران پيش او منتظر مىبودند تا مگر طعام سازند « 1 » ، و چيزى حاضر نبود . و سيد را « 2 » مى « 3 » حياء نبوّت رنجه داشت « 4 » كى ايشان را دستورى دهد . جبرئيل آمد و آيت آورد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ . »
« 1 - » اى شما كى مؤمنان‌ايد اگر در راه طاعت و فرمانيد « 5 » بىدستورى « 6 » در خانهء آن مهتر « 7 » مشويد ، و اگر آنجا طعامى سازند منتظر آن مباشيد ، و چون طعام بخوريد بحديث مشغول مگرديد « 8 » ، باشد « 9 » كى آن « 10 » مهتر را با ما مناجاتى « 11 » باشد ، كى شما در ميانه نگنجيد . اگر او شرم دارد « 12 » كى شما را دستورى دهد تا بدر شويد « 13 » ، من كى آفريدگارم از گفتن حق شرم ندارم . « 14 » مصطفى گفت « 15 » عليه السلم « 16 » : « لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرب و لا نبى مرسل . » گفت : گاه‌گاه باشد كى ما در مقام خلوت بر درگاه عزت داستانى « 17 » و رازى آغاز كنيم كى جبرئيل و ميكائيل با همه « 18 » مقربان حضرت در آن خلوت از جملهء نااهلان باشند . پس سيد را عليه السلم « 19 » نه از ديدار صحابه [ 116 ب ] سآمت بود ، و لكن از فوات آن « 20 » وقتش غيرت بود . « 21 » ازين سبب « 22 » آن مهتر « 23 » شرمسار مىبود ، ملك تعالى در دفع آن قوم از « 24 » مزاحمت آن مهتر « 25 » . نيابت او « 26 » بداشت ، گفت :
« لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ . »
« 2 - » « 27 » سيد « 28 » عليه السلم را « 29 » آن خلوت بود و از وجود ديگران زحمت بود « 30 » ،
هامش
( 1 ) - بيارند ( 2 ) - + عليه الصلاة و السلم ( 3 ) - ندارد ( 4 ) - مىداشت ( 5 ) - ايمانيد ( 6 ) - + آن مهتر عليه الصلاة و السلم ( 7 ) - « آن مهتر » ندارد ( 8 ) - مباشيد ( 9 ) - ندارد ( 10 ) - در متن : او ( 11 ) - وقتى ( 12 ) - مىدارد ( 13 ) - از « كى شما را . . . » ندارد ( 14 ) - + الخبر ( 15 ) - ندارد ( 16 ) - صلى اللّه عليه و سلم گفت ( 17 ) - داستان ( 18 ) - كل ( 19 ) - عليه الصلاة و السلم ( 20 ) - در متن : از ( 21 ) - + چون ( 22 ) - « ازين سبب » ندارد ( 23 ) - + صلى اللّه عليه و سلم ( 24 ) - « قوم از » ندارد ( 25 ) - + را ( 26 ) - ندارد ( 27 ) - + لطيفه ( 28 ) - + را ( 29 ) - عليه الصلاة و السلم با حق ( 30 ) - ندارد ( 1 - ) سورهء احزاب / 53 ( 2 - ) سورهء احزاب / 53