بود ، جماعتى از ياران پيش او منتظر مىبودند تا مگر طعام سازند « 1 » ، و چيزى حاضر نبود . و سيد را « 2 » مى « 3 » حياء نبوّت رنجه داشت « 4 » كى ايشان را دستورى دهد .
جبرئيل آمد و آيت آورد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ . »
« 1 - » اى شما كى مؤمنانايد اگر در راه طاعت و فرمانيد « 5 » بىدستورى « 6 » در خانهء آن مهتر « 7 » مشويد ، و اگر آنجا طعامى سازند منتظر آن مباشيد ، و چون طعام بخوريد بحديث مشغول مگرديد « 8 » ، باشد « 9 » كى آن « 10 » مهتر را با ما مناجاتى « 11 » باشد ، كى شما در ميانه نگنجيد . اگر او شرم دارد « 12 » كى شما را دستورى دهد تا بدر شويد « 13 » ، من كى آفريدگارم از گفتن حق شرم ندارم .
« 14 » مصطفى گفت « 15 » عليه السلم « 16 » : « لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرب و لا نبى مرسل . » گفت : گاهگاه باشد كى ما در مقام خلوت بر درگاه عزت داستانى « 17 » و رازى آغاز كنيم كى جبرئيل و ميكائيل با همه « 18 » مقربان حضرت در آن خلوت از جملهء نااهلان باشند . پس سيد را عليه السلم « 19 » نه از ديدار صحابه [ 116 ب ] سآمت بود ، و لكن از فوات آن « 20 » وقتش غيرت بود . « 21 » ازين سبب « 22 » آن مهتر « 23 » شرمسار مىبود ، ملك تعالى در دفع آن قوم از « 24 » مزاحمت آن مهتر « 25 » . نيابت او « 26 » بداشت ، گفت :
« لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ . »
« 2 - »
« 27 » سيد « 28 » عليه السلم را « 29 » آن خلوت بود و از وجود ديگران زحمت بود « 30 » ،
هامش
( 1 ) - بيارند
( 2 ) - + عليه الصلاة و السلم
( 3 ) - ندارد
( 4 ) - مىداشت
( 5 ) - ايمانيد
( 6 ) - + آن مهتر عليه الصلاة و السلم
( 7 ) - « آن مهتر » ندارد
( 8 ) - مباشيد
( 9 ) - ندارد
( 10 ) - در متن : او
( 11 ) - وقتى
( 12 ) - مىدارد
( 13 ) - از « كى شما را . . . » ندارد
( 14 ) - + الخبر
( 15 ) - ندارد
( 16 ) - صلى اللّه عليه و سلم گفت
( 17 ) - داستان
( 18 ) - كل
( 19 ) - عليه الصلاة و السلم
( 20 ) - در متن : از
( 21 ) - + چون
( 22 ) - « ازين سبب » ندارد
( 23 ) - + صلى اللّه عليه و سلم
( 24 ) - « قوم از » ندارد
( 25 ) - + را
( 26 ) - ندارد
( 27 ) - + لطيفه
( 28 ) - + را
( 29 ) - عليه الصلاة و السلم با حق
( 30 ) - ندارد
( 1 - ) سورهء احزاب / 53
( 2 - ) سورهء احزاب / 53