بود « 1 » . كى اوّل قدم در فتوت آنست كى برادر « 2 » را از خود بهتر خواهى .
لطيفه :
حق تعالى ترا وصيّت كرد كى چون نزديك برادرى شوى سلام كن ، تا دلش ساكن شود و از آفت تو ايمن شود « 3 » ، و چون بدرگاه من آيى دم دركش تا من بر تو سلام كنم ، تا بدل ساكن شوى و از عقوبت ايمن شوى ، قوله « 4 » :
« وَ إِذا جاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ . »
« 1 - »
لطيفه :
« السلام امان من السراق فكيف لا يكون امانا من الخلاق . » آنجا كى دزدت سلام كند ، اميد سلامت بود ، آنجا كى حقّت سلام گويد « 5 » ، كى بيم قطيعت بود « 6 » .
بيت
بازآى بعهد و فارغ « 7 » و ساكن « 8 » باش * بگرو به زبان و هم بدل مؤمن باش
چون دزد سلامت كند ايمن گردى * گر مؤمنى از حق بسلام « 9 » ايمن باش
دوم : پادشاه عالم « 10 » صحابه را از شدن در خانهء رسول « 11 » بىدستورى نهى كرد گفت « 12 » :
« لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ
« 13 »
. »
« 2 - » الآية . و آن چنان بود كى چون سيد را عليه السلم « 14 » در خانه طعام « 15 » معلوم بودى ، بىفقراء مهاجر و انصار نخوردى . و ايشان عادت او دانسته بودند . گاهوبىگاه پيش آن مهتر « 16 » مىرفتندى « 17 » ، اگر طعام رسيده بودى بخوردندى و بنشستندى ، و اگر هنوز نرسيده بودى در انتظار آن صبر كردندى « 18 » . سيد عليه السلم « 19 » روزى در خانهء امّ سلمه بنت « 20 » اميّه نشسته
هامش
( 1 ) - + تا خلعت برادر بيشترين نصيب بود
( 2 ) - برادران خود
( 3 ) - بود
( 4 ) - + تعالى
( 5 ) - كند
( 6 ) - + و از رحمت نوميدى كى بود . قوله تعالى : سلام قولا من رب رحيم
( 7 ) - متن ندارد
( 8 ) - در متن : + و فارغ
( 9 ) - سلام حق
( 10 ) - + جل جلاله
( 11 ) - + صلى اللّه عليه و سلم
( 12 ) - قوله تعالى
( 13 ) - + الا ان يؤذن لكم
( 14 ) - عليه الصلاة و السلم
( 15 ) - طعامى
( 16 ) - سيد صلى اللّه عليه و سلم
( 17 ) - همىشدندى
( 18 ) - مىكردى
( 19 ) - عليه الصلاة و السلم
( 20 ) - + ابى
( 1 - ) سورهء انعام / 54
( 2 - ) سورهء احزاب / 53