عجيب و بديع بارى تعالى « 1 » است « 2 » تا « 3 » اين عالم نيز موازى و مماثل « 4 » و مشابه آن عالم باشد ، كه اگر نه اين حالت بودى هرگز آدمى خداى را عزّ و جلّ « 5 » و فريشتگان را در نتوانستى يافتن « 6 » .
( 21 ) اكنون ببايد دانستن « 7 » كه هر چه اندر « 8 » آن عالم است بيشترين آن را « 9 » مثلى و شبيهى اندرين عالم هست اگر چه اين عالم باضافت « 10 » آن عالم سخت ضعيف و حقير است و همچون ظلّ « 11 » و شجر « 12 » « 13 » است . و كاملترين موجودات كه او را اندرين عالم با آن عالم مناسبت « 14 » و مشابهت است آدمى است ، و بدين سبب او را « عالم كوچك » خوانند به حكم آنكه حواشى عالم روحانى و جسمانى بر هم « 15 » زدهاند و نمودارى مختصر كه آدمى است « 16 » از او با هم آورده ، و كلام الهى برين معنى ناطق است « 17 » ، عز من قائل :
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ »
« 18 » .
و اين حديث « 19 » كه [ خلاصهء آفرينش محمد مصطفى صلوات اللّه و سلامه عليه فرموده است ] « 20 » كه « انّ اللّه تبارك و تعالى خلق آدم على صورته » « 21 » هم دليلى روشن است در اين باب ، [ و احتمال شرح اين سخن در اين مختصر نمىگنجد ] « 22 » « 23 » .
هامش
( 1 ) و بديع بارى تعالى : -H( 2 ) تعالى است : تعالىM، + و از ابداع بارى عز و علاستH( 3 ) تا : كهTM( 4 ) و مماثل : -H( 5 ) عز و جل : جل جلالهM( 6 ) يافتن :
يافتM( 7 ) اكنون ببايد دانستن : بدان كهTM( 8 ) اندر : درTM( 9 ) بيشترين آن را : بيشتر او راT( 10 ) باضافت : باضافه باM، اضافه به آنT( 11 ) ظل : ظلىH( 12 ) و شجر :H( 13 ) شجر : شبحيT( 14 ) مناسبت : نسبتH( 15 ) بر هم : در همTM( 16 ) كه آدمى است : -H( 17 ) برين معنى ناطق است : بدين ناطقستT( 18 ) سورهء 41 ( فصلت ) آيهء 53
( 19 ) و اين حديث : و آن سخنM( 20 ) خلاصهء . . . فرموده است : -TM( 21 ) اين حديث به صورت « خلق اللّه آدم على صورته » در مسند احمد بن حنبل ، 2 - 244 آمده است
( 22 ) و احتمال . . . نمىگنجد : -TM( 23 ) نمىگنجد : نمىكندH