تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
غرضى يا از مالى و جاهى و ثوابى « 1 » و غير آن ، و اندر اين رسالهء « 2 » مختصر بيش از اين احتمال نكند .

فصل هفتم در شناختن افعال واجب الوجود

( 17 ) چون خواهى كه افعال حقّ تعالى را بدانى ، اوّل ببايد دانست كه هر جوهر يا اثركننده است « 3 » در ديگرى كه از ديگرى اثر نپذيرد ، يا اثر پذيرنده است كه در ديگرى اثر نكند ، يا اثركننده است و اثر پذيرنده است . پس اندرين اقسام كه ما نهاديم جوهر اوّل عقل است و تأثير او در نفس است ، و جوهر دوّم جسم است و تأثير او از نفس « 4 » است ، و جوهر سوّم نفس است و تأثير او در جسم است ، و متأثر شدن او از عقل است « 5 » . و شريفترين جواهر عقل است از بهر آنكه او در ذات خويش تمام است و ديگرى را تمام‌كننده است ، و پس از او نفس است از بهر آنكه او كمال از « 6 » ديگرى مىگيرد كه آن عقل است و ديگرى را تمام كند يعنى جسم را ، و بعد از اين هر دو جوهر يعنى عقل و نفس جسم است و او كمال پذيرنده است از نفس و بس . و شريفترين جسمها جسم سماوى است ، و اين قسمتهاست « 7 » كه اثبات آن ببرهان درست شود . امّا دليل بر وجود اجسام حواسّ است و بر اثبات نفوس حركات اجسام و بر اثبات عقول نفوس « 8 » . ( 18 ) و بدان كه هر موجودى يا كامل بود يا ناقص ، و كامل آن بود كه هر آنچه ممكن بود در حقّ او موجود بود و او را باكتساب « 9 » حاجت
هامش
( 1 ) ثوابى : توابىH( 2 ) اين رساله : مسائلH( 3 ) است : -H( 4 ) تأثير او از نفس : تأثير او در نفسSH( 5 ) عقل است : عقلH( 6 ) كمال از : كمال آنH( 7 ) قسمتهاست : قسمتهاىH( 8 ) نفوس : نفسH( 9 ) باكتساب : به صفتىS