تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
كس نيز « 1 » كه فرمان شرع نبرد حسابى نتوان كردن « 2 » كه عمل بتواند كردن « 3 » كه از آن « 4 » تزكيهء نفس و معرفت حقّ تعالى « 5 » حاصل شود او را « 6 » . ( 76 ) [ پس اوّل « 7 » فرائض و سنن پيش بايد داشت تا نفس را صحّتى حاصل شود ] « 8 » و مستعدّ آن گردد كه معرفت « 9 » خود حاصل كند . و معرفت نفس بر چند چيز موقوف است : اوّل شناختن قواى چند كه در بدن « 10 » مركّب است ، پنج ظاهر و پنج باطن ، و يكى شهوانى و يكى غضبى ، و قواى چند ديگر چون ناميه و غاذيه و مولّده و جاذبه و هاضمه و ماسكه و دافعه ، و تركيب و تفصيل « 11 » اجزاء « 12 » از براى آنكه اين همه لشكر اويند و خدمتكاران او . و بعضى بر مثال ديواند و بعضى بر مثال فريشتگان « 13 » ، و بعضى بر مثال وحوش و بعضى بر مثال طيور ، و در بعضى نفع است و در بعضى ضرّ « 14 » . و اگر منفعت و مضرّت ايشان « 15 » باز نشناسد در دست ايشان اسير شود ، و بدن كه بر مثال شهر « 16 » است خراب گردد . دوّم فرمان دادن بر اين قواى كه برشمرديم تا او حاكم باشد « 17 » و ايشان محكوم . سوّم شناختن خود كه از كجا آمده « 18 » است و كجا خواهد رفتن و خود را گاه‌گاه بعالم خود رسانيدن ، و به آن « 19 » عالم پيوستن تا در زندگانى « 20 » افزايد
هامش
( 1 ) نيز : -S( 2 ) نتوان كردن : نتوان كردS( 3 ) عمل بتواند كردن : عملى توان كردنS( 4 ) آن : + عملS( 5 ) تعالى : عز و جلS( 6 ) او را : -S( 7 ) پس اول : -F( 8 ) پس . . . شود : -S( 9 ) معرفت : تزكيهS( 10 ) كه در بدن : در بدن كهF( 11 ) تفصيل : بتفصيلF( 12 ) اجزاء : + آنS( 13 ) فريشتگان : فرشتهS( 14 ) ضر : ضررS( 15 ) ايشان : + نداند وS( 16 ) شهر : شهرىS( 17 ) باشد : شودS( 18 ) آمده است : آمدS( 19 ) به آن : در آنS( 20 ) زندگانى : زندگىS
مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 393 | نجفقلى حبيبى / يحيى السهروردي ( شيخ اشراق ) / هانرى كربن / سيد حسين نصر