حال كه هست از حقّ تعالى غافل و خالى « 1 » نيست و شوق آن عالم او را گاهگاه « 2 » در حركت مىآرد « 3 » . اين كس اگر چه از شقاوت خالى نيست و با شقاوت از دنيا بيرون مىرود « 4 » ، امّا در آخرت آن شوق او و « 5 » ياد كردن « 6 » او حقّ تعالى « 7 » او را « 8 » دستگير شود « 9 » ، بعد « 10 » از آن به قدر آنكه شقاوت « 11 » در او بوده باشد « 12 » رنج كشد و عذاب بيند . و شقاوت عارضى اگر چه در آخرت « 13 » بسعادت مىكشد « 14 » ، امّا آن « 15 » يك لحظه و يك لمحه « 16 » كه از ذكر حقّ تعالى « 17 » در دنيا غافل بوده باشد « 18 » پيش اصحاب دل شقاوتى عظيم باشد .
فصل نهم « 19 »
( 74 ) بدان كه رسول « 20 » عليه السلام مىگويد « 21 » « تخلقوا باخلاق « 22 » اللّه » .
اخلاق حقّ « 23 » صفت « 24 » حقّ است . و از جملهء صفات او يكى حيات است ، [ و حقيقت حيات را او زيبد ] « 25 » ، زيرا كه وجود او واجب است و هر كه را وجود واجب باشد حيات نيز واجب باشد . پس حقّ تعالى « 26 » حىّ است كه هرگز نميرد ، و حيات ديگران از او مستعار « 27 » است و نام حيات بر ديگران مجاز « 28 » است ، زيرا كه حيات ايشان بخشيدهء اوست « 29 » ، بلكه چون نيك نگاه كنى همه « 30 »
هامش
( 1 ) خالى : -S( 2 ) او را گاه : گاهگاه او راS( 3 ) در حركت مىآرد :
مىجنباندS( 4 ) مىرود : خواهد شدS( 5 ) او و : -SF( 6 ) ياد كردن : و آن ياد كردنS( 7 ) تعالى : جل جلالهS( 8 ) او را : -FS( 9 ) دستگير شود : دست گيردSP( 10 ) بعد : و بعدS( 11 ) آنكه شقاوت : شقاوتى كهS( 12 ) باشد : استS( 13 ) در آخرت : -F، + عذاب كنند بسبب آنست كه از ياد حق جل و علا غافل بوده است بسعادت مىانجامدS( 14 ) مىكشد :
مىانجامدS( 15 ) آن : مگرS( 16 ) يك لحظه و يك لمحه : لمحهاىS( 17 ) تعالى : -S( 18 ) باشد : استS( 19 ) نهم : -F( 20 ) رسول : پيغمبر ماS( 21 ) مىگويد : مىفرمايدS( 22 ) باخلاق : و اخلاقS( 23 ) حق : + جل جلالهS( 24 ) صفت : صفاتS( 25 ) و حقيقت . . .
زيبد : و بحقيقت او را رسدS( 26 ) حق تعالى : حيات جل جلالهS( 27 ) از او مستعار :
مستفاد از او استSاز او مستفاد استP( 28 ) مجاز : مجازىS( 29 ) اوست : استS( 30 ) همه : + حياتهاS