وَ لا يَحْيى »
« 1 » ، زنده نيستند زيرا كه از نعيم جاودانه « 2 » جدا ماندهاند و از هر لذّتى كه زندگان راست « 3 » محروم ماندهاند « 4 » . و مرده نيستند زيرا كه در عذاباند ، و دردى و محنتى كه بديشان مىرسد در مىيابند « 5 » .
( 75 ) و چون معلوم شد كه عمل اينجا بايد « 6 » كردن تا زندگى ابد يابد آن « 7 » عمل بر « 8 » سه قسم است : قسمى تعلّق بمعرفت نفس « 9 » دارد و قسمى بمعرفت حقّ تعالى و قسمى بمعرفت فرائض و سنن « 10 » شرعى « 11 » از خوردن و پوشيدن « 12 » . و اگر نه ، بقاى دنياوى متصوّر نشود « 13 » ، چنان كه « 14 » در هر داروئى كه طبيب بيمار را فرمايد خاصيّتى است و كم كس « 15 » باشد كه بتواند دانست « 16 » كه آن خاصيّت « 17 » چيست و چون خاسته « 18 » است ، الّا طبيبى سخت فاضل ، در هر كلمه كه شرع « 19 » فرموده است كه بكن يا مكن خاصيّتى است كه جز حقّ « 20 » تعالى و پيغامبر « 21 » و علماى راسخ ندانند . و چنان كه اگر بيمار هر چه طبيب گويد كه « 22 » مخور بخورد « 23 » خلل بىقياس كند ، مردم نيز « 24 » اگر آنچه شرع گويد مكن بكند هم در تنشان زيان دارد و هم در جان . و همچنانكه از آن « 25 » بيمار حسابى نتوان كردن « 26 » كه از بيمارى خلاص يابد « 27 » ، از اين
هامش
( 1 ) سورهء 87 ( الاعلى ) آيهء 3
( 2 ) جاودانه : ابدS( 3 ) زندگان راست : زندگان را بودS( 4 ) مانده : -S( 5 ) در مىيابند : + نعوذ باللّه من حالتهمSP( 6 ) بايد : مىبايدS( 7 ) آن : + آنF( 8 ) بر : -S( 9 ) تعلق بمعرفت نفس : بتزكيه نفس تعلقS( 10 ) و سنن : -F( 11 ) شرعى :
+ و قسمتى بمعرفت كيفيت معاشS( 12 ) پوشيدن : + استS( 13 ) متصور نشود : ميسر نشدىS( 14 ) چنان كه : و چنان كهS( 15 ) كس : كسىS( 16 ) دانست : دانستنS( 17 ) خاصيت :
+ ازS( 18 ) خاسته : خواستهFS( 19 ) شرع : شروعS( 20 ) حق : خداىS( 21 ) پيغامبر :
پيغمبرS( 22 ) كه : -S( 23 ) بخورد : + زيان دارد بلكه بمرگ انجامد و آنچه بگويد كه بخور نخورد زيان دارد وS( 24 ) مردم نيز : مردم راS( 25 ) آن : اينS( 26 ) كردن : كردS( 27 ) از بيمارى خلاص يابد : كارى تواند كردS