( 60 ) آوردهاند « 1 » كه جملهء انبياء و اولياء و ملائكه عليهم السلام اوراد خود بدين دو سه « 2 » كلمه ختم كردهاند « 3 » : « سبحانك ما عرفناك حقّ معرفتك ، سبحانك ما عبدناك حقّ عبادتك » . و گويند « 4 » فرشتهايست كه تسبيح وى « 5 » اينست : « سبحان من ليس للخلق الى معرفته سبيل « 6 » » ، و مقصود از اين كلمات آنست كه او را چنان كه اوست كس « 7 » نتواند شناختن ، امّا هر كس به قدر استعداد و مرتبت خود معرفتى حاصل كند « 8 » و به قدر سير و سلوك خود مرتبت « 9 » آن حضرت بيابد « 10 » ، چنان كه انبياء عليهم السلام كه هر يكى را معراجى خاصّ بود « 11 » و مرتبتى « 12 » كه ديگر را « 13 » نبود . و هر يكى بتشريفى و تكريمى « 14 » و خلعتى مكرّم و مشرّف بودند « 15 » . پيغامبر ما را عليه السلام « 16 » آن بزرگوارى بود كه بديد و بشنيد و بگفت « 17 » ، و موسى را عليه السلام آن مرتبت « 18 » بود كه بشنيد و بگفت « 19 » ، و ابراهيم « 20 » را آن مرتبت « 21 » بود كه جبرئيل در ميان نمىگنجيد « 22 » چنان كه گفت « 23 » « امّا اليك فلا » . و هر يكى را قربتى « 24 » بود كه اگر برشمارم روزگار دراز و بسيار شود « 25 » . [ و از اولياء على - رضى اللّه عنه - را ] « 26 » پرسيدند :
« هل رأيت ربّك » ؟ گفت « 27 » « لم اعبد ربّا لم اره » . و با يزيد - رحمة اللّه عليه « 28 » -
هامش
( 1 ) آورده : و آوردهS( 2 ) دو سه : دوS( 3 ) كردهاند : كنندS( 4 ) گويند : + كهS( 5 ) وى :
اوS( 6 ) سبيل : سبيلاSF( 7 ) كس : هيچ كس راS( 8 ) كند : كنندF( 9 ) مرتبت : قربتS( 10 ) بيابد : بيابندF( 11 ) معراجى خاص بود : خاص معراجىS( 12 ) مرتبتى : قربتىS( 13 ) ديگر را : آن ديگر راS( 14 ) و تكريمى : تكريمS , - P( 15 ) بودند : شدندS( 16 ) عليه السلام : صلى اللّه عليه و آله و سلمS( 17 ) بگفت : -SF( 18 ) مرتبت : بزرگوارىS( 19 ) بگفت : نگفتF( 20 ) و ابراهيم : ابراهيمS( 21 ) مرتبت : قربتS( 22 ) گنجيد : گنجدF( 23 ) چنان كه گفت : -S( 24 ) قربتى : مرتبتىS( 25 ) دراز و بسيار شود :
بايدS( 26 ) و از اولياء . . . را : و از حضرت امير المؤمنين مرتضى عليه السلامS( 27 ) گفت :
قالS( 28 ) رحمة اللّه عليه : -S