تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
لايق اين مختصر است « 1 » شرح دهم « 2 » . و اگر ترا اين فهم « 3 » نيست و فصل دوّم و سوّم و چهارم و پنجم « 4 » و رمزى « 5 » چند را « 6 » كه گفته‌ام « 7 » بحثى شافى نكرده‌اى ، در ششم هيچ خوض مكن كه ترا از آن « 8 » هيچ بهره نيست .

فصل ششم « 9 »

( 62 ) اكنون بدان كه هر چه هست آفريده است ، بجز « 10 » حقّ تعالى « 11 » ، از آسمان و زمين و غيرها ، آن را « عالم » خوانند . و هر جنس را از خلايق عالمى نهند و گويند هجده هزار عالم است . و بدان كه [ نبايد كه عالم از اين جنس ] « 12 » بيرون باشد : يا واجب الوجود « 13 » باشد « 14 » يا ممكن الوجود « 15 » يا ممتنع الوجود . امّا « 16 » واجب الوجود نشايد كه نباشد جلّ ذكره « 17 » ، و ممتنع الوجود نشايد كه باشد ، زيرا كه تغيير و تبديل به دو راه مىيابد و از حال به حال مىگردد ، و هست « 18 » نيست « 19 » مىشود « 20 » ، پس لازم باشد « 21 » كه ممكن الوجود باشد « 22 » . و ممكن الوجود را البتّه مرجّحى بايد تا بوجود آيد زيرا كه ممكن را دو طرف است : يكى بوجود تعلّق دارد و يكى بعدم . نه ضرورتى به طرف عدم دارد كه بايد كه معدوم باشد و نه ضرورتى « 23 » به طرف وجود دارد كه بايد كه موجود باشد . پس مرجّحى بايد كه طرف وجود را « 24 »
هامش
( 1 ) است : باشدS( 2 ) دهم : دهيمS( 3 ) اين فهم : آن قريحهSاين قريحهP( 4 ) پنجم : -S( 5 ) رمزى : رمزهاSرمزى هستF( 6 ) چند را : چندSF( 7 ) گفته‌ام : گفتيمS( 8 ) از آن : در آنS( 9 ) ششم : -F( 10 ) بجز : و جزS( 11 ) حق تعالى : خداى عز و جل استS( 12 ) نبايد . . . جنس : عالم نبايد كه از اين سه قسمS( 13 ) واجب الوجود : ممكن الوجودS( 14 ) باشد : -F( 15 ) ممكن الوجود : واجب الوجودS( 16 ) اما : -S( 17 ) جل ذكره : -S( 18 ) هست : هستS( 19 ) هست نيست : هست و نيستF( 20 ) مىشود : + ممتنع الوجود نشايد كه باشد زيرا كه ممتنع آنست كه در وجود نيايد ( 21 ) باشد : مىشودS( 22 ) و ممكن الوجود . . . باشد : -F( 23 ) ضرورتى : ضرورىF( 24 ) وجود را : وجودF