تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
جهت است : يك جهت تعلّق بعالم روحانى دارد كه « 1 » از آنجا اقتباس علوم « 2 » و فوايد كند و آن را قوّت علمى و نظرى خوانند ، و يك جهت بعالم جسمانى تعلّق « 3 » دارد كه از آنجا « 4 » كمال حاصل كند ، و آن را قوّت عملى خوانند ، و بدان جهت تصرّف مىكند در بدن . و هر گاه « 5 » كه نفس قاهر بدن شود « 6 » ، قواى « 7 » ظاهر و باطن مطيع او گردند « 8 » ، او را [ قرب بعالم خويش « 9 » بيشتر باشد ] « 10 » [ و باستكمال نزديكتر باشد و او را « نفس ] « 11 » مطمئنّه » و « كلمهء طيّبه » « 12 » خوانند . و هر گاه كه بدن قاهر او « 13 » شود ، ضعيف گردد « 14 » و منكوس ، او را « لوّامه » و « امّاره » « 15 » خوانند . ( 56 ) و بدان كه در هر وقتى اقتضاى نامى كند ، و بزرگان از انبياء و اولياء « 16 » هر سخن كه گفته‌اند چنان گفته‌اند كه حال را در خور « 17 » بوده است « 18 » . و رسول « 19 » ما عليه السلام « 20 » وقت « 21 » بودى كه چون به ظاهر ديگران نظر كردى و باطن خود ديدى گفتى « من از شما نيستم « 22 » ، شما چيزى ديگريد ، و من چيزى ديگر ، لست كأحد منكم » « 23 » . و وقت بودى كه در ظاهر خود و ظاهر ديگران نگاه كردى ، گفتى « 24 » « من همچو شماام ، انّما أنا « 25 » بشر مثلكم » « 26 » . و چون اشارت بروح
هامش
( 1 ) كه : وS( 2 ) علوم : عوايدS( 3 ) تعلق : -F( 4 ) آنجا : + سببS( 5 ) هر گاه : هر كراS( 6 ) شود : باشدS( 7 ) قواى : و قوىF( 8 ) مطيع او گردند : مطيع شود او راS( 9 ) خويش : -F( 10 ) قرب . . . باشد : و تقرب عالم خود بيشتر باشدS( 11 ) و باستكمال . . . نفس : -F( 12 ) نفس مطمئنة و كلمهء طيبه : كلمهء طيبة و نفس مطمئنهSP( 13 ) قاهر او : او قاهرS( 14 ) گردد : -S( 15 ) لوامه و اماره : اماره و لوامهS( 16 ) انبياء و اولياء : اولياء و انبياءS( 17 ) در خور : درشFدر آنS( 18 ) است : اندSF( 19 ) رسول : پيغمبرS( 20 ) عليه السلام : صلوات اللّه عليهS( 21 ) وقت : وقتىS( 22 ) نيستم : نيمF( 23 ) كاحد منكم : كاحدكمSF، حديث در مسند الدارمى ، باب 21 از كتاب اطعمه آمده است ( 24 ) گفتى : و گفتىS( 25 ) انما انا : اناF( 26 ) حديث در صحيح بخارى ، باب دهم از كتاب حيل و سنن ابو داود ، باب 93 از كتاب طهارت آمده است .