تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
مدركى است . و مدركى بر دو قسم است : قسمى ظاهر و قسمى باطن . ( 31 ) قسم اوّل « 1 » : امّا « 2 » آنچه ظاهر است پنج است « 3 » : اوّل لمس « 4 » ، و آن قوّتى است منبثّ « 5 » در ظاهر بدن به همه جاى « 6 » ، چنان كه هيچ جائى از او خالى نيست ، و اوست كه كيفيّت چهارگانه را « 7 » در مىيابد چون « 8 » رطوبت و يبوست و حرارت و برودت ، و اوست كه فرق مىكند ميان سبكى و گرانى و نرمى و درشتى . دوّم « 9 » ذوق است ، و آن قوّتى است تعبيه كرده بر عصبه كه بر جرم زبان گسترانيده است « 10 » ، و اوست كه دريابندهء شيرينى و ترشى و تلخى و شورى است . سيّم شمّ است ، و آن قوّتى است مرتّب كرده در اوّل دماغ بر مثال دو سر پستان ، و اوست كه فرق مىكند ميان بوى خوش و ناخوش . و دريافتن او بتوسّط هواست ، و اگر هوا از اجزاء ذو رايحه منفعل نشدى ، دريافتن بشمّ ممتنع بودى . چهارم سمع است ، و آن قوّتى است مرتّب كرده بر عصبه‌اى كه در درون گوش گسترانيده « 11 » است . و اوست كه دريابندهء آوازهاست بتوسّط هوا . و چون آوازى بر آيد هوا منفعل شود از آن آواز ، يا « 12 » مثلا چون « 13 » چيزى بر چيزى افتد هوا در جنبش آيد و بدان « 14 » اجزاء هوا بر يكديگر افتد و همچنين منفعل مىشود « 15 » ، تا بدان هوا رسد كه در درون گوش ايستاده است . آن هوا نيز منفعل شود و آن آواز « 16 » به خود قبول كند ، و او نيز در جنبش آيد و بر آن پوست افتد كه در درون « 17 » عصبهء گوش گستريده « 18 » است ، همچون از آنجا « 19 »
هامش
( 1 ) قسم اول : -SFA( 2 ) اما : -S( 3 ) پنج است : -S( 4 ) لمس : + استS( 5 ) منبث است : منقب اوF( 6 ) به همه جاى : همه جايىF( 7 ) چهارگانه را : چهارگانهS( 8 ) چون : -S( 9 ) دوم : دويمS( 10 ) گسترانيده است : گسترده‌اندF( 11 ) گسترانيده : گسترندهF، گسترانيدهS( 12 ) يا : -F( 13 ) چون : -S( 14 ) بدان : -S( 15 ) منفعل مىشود : مىرودF( 16 ) آن آواز : آوازS( 17 ) درون : -S( 18 ) گستريده : -F، گسترانيدهS( 19 ) هم چون طبل از آنجا : چون طبلىF
مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 352 | نجفقلى حبيبى / يحيى السهروردي ( شيخ اشراق ) / هانرى كربن / سيد حسين نصر