تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
نبودى ، وجود ذو « 1 » نموّ متصوّر نشدى . دوّم ناميه و غاذيه خدمتكار ناميه است ، و آن « 2 » قوّتى است كه باليدن به دو تعلّق دارد ، او نسبت مقدار هر يكى در زيادت شدن « 3 » چنان كه لايق است نگاه مىدارد « 4 » . سوّم مولّده « 5 » ، و غاذيه و ناميه هر دو خدمتكاران مولّده‌اند ، و آن قوّتى « 6 » است كه فضله از مادّه بستاند تا از « 7 » آن فضله شخصى ديگر پديد آيد « 8 » . و اين « 9 » قوّت در بعضى نبات بيك شخص تعلّق دارد ، و در بعضى به دو شخص ، چنان كه درخت خرما كه تا « 10 » [ از نر مادّه را گشن ندهند بار نيارد ] « 11 » « 12 » . و در حيوانات به دو شخص تعلّق دارد ، فعل نر « 13 » و انفعال مادّه . و غاذيه محتاج است بقوّتى چند ديگر : اوّل جاذبه « 14 » ، و آن قوّتى است كه طعام را به خود « 15 » بكشد ؛ دوّم هاضمه ، و آن قوّتى است كه طعام را بگواراند « 16 » و مستعدّ آن گرداند كه غاذيه در او تصرّف كند ؛ سوّم ماسكه ، و آن قوّتى است كه طعام را بگيرد تا هاضمه هضم كند ؛ چهارم دافعه « 17 » ، و آن قوّتى است كه آنچه كثيف باشد از لطيف جدا كند . ( 30 ) و بدان كه « 18 » در حيوانات چند چيز مىبينى كه در نبات نمىبينى ، چون مدركى و محرّكى . و محرّكى بر « 19 » دو قسم است : قسمى را شهوانى خوانند و قسمى را عضبى . و شهوانى قوّتى است كه جذب چيزهاى ملايم كند « 20 » ، و غضبى قوّتى است كه دفع چيزهاى ناملايم كند ، و مدار محرّكى « 21 » بر
هامش
( 1 ) ذو : -F، وS( 2 ) اين : آنS( 3 ) در زيادت شدن : زياده و نقصانF( 4 ) مىدارد : داردS( 5 ) مولده : + استS( 6 ) آن قوتى : اين قوتىS( 7 ) تا از : و ازF( 8 ) آيد : آردF( 9 ) اين : آنS( 10 ) كه تا ؛ كه اگرS( 11 ) از نر . . . نيارد : او را گشن ندهى بار نياردF( 12 ) نيارد : نگيردS( 13 ) نر : بنرS( 14 ) جاذبه : بجاذبهS( 15 ) به خود : -F( 16 ) بگواراند : بگدازدS( 17 ) دافعه : + استS( 18 ) و بدان كه : بدان كهS( 19 ) محركى بر : محركه برS( 20 ) كند : نكندF( 21 ) محركى : محركهS