تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
نگذاشتى كه آسمان و ستارگان را بديدندى « 1 » . و هوا را همچنين رنگى « 2 » نيست ، و او را سه طبقه است : طبقه‌اى « 3 » به زمين نزديكتر « 4 » است و آن جائى « 5 » باشد كه آب سرد نباشد « 6 » و آن مطرح شعاع آفتاب است و گرم و تر باشد « 7 » . و طبقه‌اى بالاى آب است و آن زير « 8 » هواى صرف است « 9 » و آن دو طبقه است : طبقه‌اى به هواى صرف پيوسته است و آن سرد است « 10 » و آن را « كرهء زمهرير » خوانند ، و طبقه‌اى به كرهء اثير پيوسته است ، بخارات « 11 » خشك و دودهاى آتش آنجا متراكم شوند . ( 25 ) و بدان كه چون سردى بر هوا غالب شود و گرمى « 12 » از وى « 13 » دور كند آب گردد و قطره قطره فرو آيد « 14 » ، آن را باران خوانند . و چون سردى بر باران افتد « 15 » بفسرد و همچون « 16 » پنبهء زده فرو مىآيد ، آن را برف خوانند . و چون گرمى بر برف افتد و پيرامن آن را « 17 » بگدازد [ و چون زيرتر رسد بادى سرد بر وى ] « 18 » افتد و او را « 19 » قوى بفسراند آن را تگرگ خوانند ، و آن در وقت بهار بود « 20 » كه هوا گرم و تر باشد « 21 » . ( 26 ) و بدان كه « 22 » چون بخار « 23 » از زمين بر آيد « 24 » و هوا را « 25 » زحمت كند و اجزاى هوا بر يكديگر افتد و هوا در جنبش آيد ، آن را باد خوانند . و چون بخار « 26 » گرم قصد بالا كند و ابرى كثيف قصد زير دارد بر يكديگر افتند « 27 » و
هامش
( 1 ) بديدندى : ببينندS( 2 ) رنگى : رنگS( 3 ) طبقه‌اى : طبقهS( 4 ) نزديكتر : نزديكS( 5 ) جائى : آن جاىS( 6 ) سرد نباشد : باشدF، نباشدP( 7 ) تر باشد : تر استS( 8 ) زير : -SP( 9 ) صرف است : + ميان كرهء اثيرS( 10 ) و آن سرد است : -F( 11 ) است بخارات : بخارهاىS( 12 ) و گرمى : گرمى راS( 13 ) وى : اوS( 14 ) آيد : مىآيدS( 15 ) افتد : + و سردى قوىS( 16 ) و همچون : همچونF( 17 ) آن را : برفراS( 18 ) و چون . . . بر وى : و هواى سرد بر آنجاF، و چون زيرتر رسد باز سردى بر اوP( 19 ) و او را : -F( 20 ) بود : باشد ( 21 ) باشد : شودS( 22 ) و بدان كه : بدان كهS( 23 ) بخار : بخارىS( 24 ) برآيد : متصاعد شودS، متراكم شودP( 25 ) هوا را : بر هواS( 26 ) بخار : بخارىS( 27 ) بر يكديگر افتند : و بر يكديگر افتدS