تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
و هوا را نيز دو صفت است : يكى ترى و ديگر « 1 » گرمى ، و او را با آب نسبتى هست و آن ترى است . و آتش را نيز دو صفت است : يكى گرمى و ديگرى « 2 » خشكى ، و او بالاى هواست ، و او را با هوا نسبتى هست و آن گرمى است ، و خشكى قوّتى است كه چون « 3 » با گرمى يار شود بغايت سبك « 4 » گرداند ، و چون با سردى يار شود « 5 » بغايت گران « 6 » گرداند . از اين « 7 » است كه آتش بغايت سبك است و خاك بغايت گران ، لاجرم از اين « 8 » سبب از يكديگر عظيم « 9 » دور افتاده‌اند . ( 23 ) و بدان كه چون خاك « 10 » لطيف شود آب گردد ، و آن از آنست كه ترى بر خشكى غالب شود . و آب چون لطيف شود هوا گردد « 11 » ، و آن از آنست كه گرمى بر سردى غالب شود « 12 » ، و هوا چون لطيف شود آتش گردد ، و آن از آنست كه خشكى بر ترى « 13 » غالب شود . و همچنين چون آتش « 14 » كثيف شود « 15 » هوا گردد « 16 » ، و هوا چون « 17 » كثيف شود آب گردد ، و آب چون « 18 » كثيف شود خاك گردد . ( 24 ) و بدان كه آتش را يك طبقه است و آن را « كرهء اثير » خوانند و مكان او زير فلك قمر « 19 » است و آن آتش صرف است و او را « 20 » رنگى نيست . و اگر رنگ داشتى حجاب بودى ميان ماه و ستارگان و آسمانها و « 21 »
هامش
( 1 ) ديگر : ديگرىF( 2 ) ديگر : ديگرىS( 3 ) كه چون : چونS( 4 ) سبك : خفيفS( 5 ) شود : گرددS( 6 ) گران : ثقيلS( 7 ) از اين : و از آنS( 8 ) از اين : و از آنS( 9 ) عظيم : -F( 10 ) چون خاك : خاك چونS( 11 ) هوا گردد : هوا شودS( 12 ) غالب شود : غالب گرددS( 13 ) ترى : دىF( 14 ) چون آتش : آتش كهS( 15 ) كثيف شود : كثيف گرددS( 16 ) هوا گردد : هوا شودS( 17 ) هوا چون : هوا كهS( 18 ) آب چون : آب كهS( 19 ) قمر : ماهS( 20 ) او را : آن راS( 21 ) آسمانها و : + اگر رنگ داشتىF
مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 347 | نجفقلى حبيبى / يحيى السهروردي ( شيخ اشراق ) / هانرى كربن / سيد حسين نصر