( 26 ) آن « 1 » حبّة القلب دانهايست كه باغبان ازل و ابد از انبار خانهء « الارواح جنود مجنّدة » « 2 » در باغ ملكوت
« قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي »
« 3 » نشانده است و به خودى خود آن را تربيت فرمايد كه « قلوب العباد « 4 » بين أصبعين من أصابع الرحمن يقلّبها كيف يشاء » « 5 » . و چون مدد آب علم
« مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ »
« 6 » با نسيم « انّ للّه فى أيام دهركم نفخات » « 7 » از يمن يمين اللّه بدين حبة القلب مىرسد ، صد هزار شاخ و بال روحانى ازو سر بر مىزند « 8 » ، از آن « 9 » بشاشت و طراوت ، اين معنى عبارت است كه « انّى لاجد نفس الرحمن من قبل اليمن » « 10 » . پس حبة القلب كه آن را « كلمهء طيبة » خوانند و شجرهء طيبه شود كه [
« ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً ، طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ »
] « 11 » « 12 » ، و ازين « 13 » شجره عكسى در عالم كون و فساد است كه آن را « 14 » ظلّ خوانند و بدن خوانند و درخت منتصب القامة خوانند . و چون اين شجرهء طيّبه باليدن آغاز كند و نزديك كمال رسد عشق از گوشهاى سر برآرد و خود را درو پيچد تا به جائى رسد كه هيچ نم بشريّت درو نگذارد . و چندان كه پيچ عشق بر اين شجره زيادت « 15 » مىشود عكسش كه آن شجرهء منتصب
هامش
( 1 ) آن : و اينT( 2 ) صحيح مسلم جلد هشتم ، قاهره ، 1331 ، ص 41
( 3 ) سورهء 17 ( الإسراء ) آيهء 87
( 4 ) العباد : العارفينT( 5 ) اين حديث به صور ديگر مانند « ان قلوب بنى آدم كلها بين اصبعين من اصابع الرحمن كقلب واحد يصرفه حيث يشاء » در صحيح مسلم ، جلد هشتم ، ص 51 و الجامع الصغير سيوطى ، قاهره 1352 ، جلد اول ، ص 314 ذكر شده است
( 6 ) سورهء 21 ( الانبياء ) آيهء 31
( 7 ) اين حديث به صورت « ان لربكم فى ايام دهركم نفحات الا فتعرضوا لها » در احياء علوم الدين غزالى ، قاهره ، 1312 ، جلد اول ص 134 آمده است
( 8 ) بر مىزند : مىآوردS( 9 ) از آن : كه از آنT( 10 ) احياء علوم الدين غزالى ، جلد سوم ، ص 153
( 11 ) سورهء 14 ( ابراهيم ) آيهء 29
( 12 ) كه ضرب اللّه . . . طيبة : -T( 13 ) و ازين :
و از آنT( 14 ) آن را : آن عكس راT( 15 ) اين شجره زيادت : شجره بيشترS