نشود الّا بواسطهء عشق ، و عشق هر كسى را به خود راه ندهد و به همه جائى مأوا « 1 » نكند و بهر ديده روى ننمايد ، و اگر وقتى نشان كسى يابد كه مستحقّ آن سعادت بود « 2 » ، حزن را بفرستد كه وكيل درست « 3 » تا خانه پاك كند و كسى را در خانه « 4 » نگذارد ، و در آمدن سليمان عشق خبر كند و اين ندا در دهد كه
« يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ »
« 5 » ، تا مورچگان حواسّ ظاهر و باطن هر يكى بجاى خود قرار گيرند و از صدمت « 6 » لشكر عشق بسلامت بمانند و اختلالى « 7 » بدماغ راه نيابد . و آنگه عشق بايد « 8 » پيرامن خانه بگردد و تماشاى همه بكند و در حجرهء دل فرود آيد ، بعضى « 9 » را خراب كند و بعضى را عمارت كند ، و كار از آن شيوهء اوّل بگرداند و روزى چند درين شغل بسر برد ، پس قصد در گاه حسن كند . و چون معلوم شد كه عشق است كه طالب را بمطلوب مىرساند جهد بايد كردن كه خود را مستعدّ آن گرداند كه عشق را بداند و منازل و مراتب عاشقان بشناسد و خود را بعشق تسليم كند و بعد از آن عجائب بيند .
بيت
سوداى ميان تهى ز سر بيرون كن * از ناز بكاه و در نياز افزون كن
هامش
( 1 ) مأوا : پاواS( 2 ) نشان كسى يابد كه مستحق آن سعادت بود : با او رسد كه مستعد آن سعادت باشدS( 3 ) بفرستد كه وكيل درست : كه وكيل درست بفرستدT( 4 ) در خانه : بر درS( 5 ) سورهء 27 ( النمل ) آيهء 18
( 6 ) صدمت : صدمهS( 7 ) اختلالى : اختلالT( 8 ) و آنگه عشق بايد : وS( 9 ) بعضى : و بعضىS