القامة است ضعيفتر و زردتر « 1 » مىشود تا بيكبارگى علاقه منقطع گردد .
پس آن شجره روان مطلق گردد و شايستهء آن شود كه در باغ الهى جاى گيرد كه
« فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي »
« 2 » « 3 » . و چون اين شايستگى از عشق خواهد يافتن « 4 » ، عشق عمل صالح است كه او را بدين مرتبت « 5 » مىرساند كه
« إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ »
« 6 » . و صلاحيّت استعداد اين مقامست ، و آنچه گويند كه فلان « 7 » صالح است يعنى مستعدّ است . پس عشق « 8 » اگر چه جان را بعالم « 9 » بقا مىرساند تن « 10 » را بعالم فنا باز آرد « 11 » ، زيرا كه در عالم كون و فساد هيچ چيز نيست كه طاقت بار عشق تواند داشت .
و بزرگى در اين معنى گفته است « 12 » :
بيت « 13 » دشمن كه فتادست بوصلت هوسش يك لحظه مبادا بطرب دست رسش نى نى نكنم دعاى بد زين سپسش « 14 » گر دشمن از آهنست عشق تو بسش
فصل 12
( 27 ) عشق بندهايست خانه زاد كه در شهرستان « 15 » ازل پرورده شده است ،
هامش
( 1 ) ضعيفتر و زردتر : زردتر و ضعيفترT( 2 ) سورهء 89 ( الفجر ) آيهء 30 - 31
( 3 ) و ادخلى جنتى : -T( 4 ) يافتن : يافتT( 5 ) مرتبت : مرتبهT( 6 ) سورهء 35 ( فاطر ) آيهء 11
( 7 ) كه فلان : فلانS( 8 ) پس عشق : رونق عشق راS( 9 ) بعالم : در عالمS( 10 ) تن : بدنS( 11 ) باز آرد : مىبردT( 12 ) و بزرگى در اين معنى گفته است : -S( 13 ) بيت : -T( 14 ) سپسش : بيشش
( 15 ) شهرستان : شهرS