لايق اين محل نيست ، و كلمه در قرآن بمعنى سرّى ديگر « 1 » است [ چنان كه
« وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ »
« 2 » جاى ديگر شرح كرده شود ] « 3 » .
( 18 ) گفتم : مرا از پر جبرئيل خبر « 4 » ده . گفت : بدان كه جبرئيل را دو پر است : يكى راست و آن نور محض است ، همگى آن پر مجرّد اضافت بود اوست « 5 » بحقّ . و پريست چپ ، پارهاى نشان تاريكى برو « 6 » هم چون كلفى « 7 » بر روى ماه ، همانا كه بپاى طاوس ماند و آن نشانهء « 8 » بود اوست كه يك جانب بنا بود « 9 » دارد . و چون « 10 » نظر باضافت بود او كنى با بود حقّ ، صفت با بود او « 11 » دارد ؛ و چون « 12 » نظر باستحقاق ذات او كنى ، استحقاق عدم دارد ، و آن لازم شايد بود است « 13 » . اين دو « 14 » معنى در مرتبت دو پر است ، اضافت بحقّ عينى و اعتبار استحقاق او در نفس يسرى « 15 » چنان كه حقّ « 16 » تعالى گفت
« جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ »
« 17 » . و مثنى بدان در پيش داشت كه نزديكتر اعدادى بيكى دو است ، پس سه ، پس چهار « 18 » ، همانا آنچه او دو « 19 » پر دارد شريفتر از آنست كه سه پر « 20 » و چهار ، و اين را در علوم حقائق و مكاشفات تفصيلى بسيار است كه فهم هر كس « 21 » بدان نرسد « 22 » .
هامش
( 1 ) سرى ديگر : سرC( 2 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 118
( 3 ) چنان كه . . . كرده شود : -C( 4 ) خبر : خبرىC( 5 ) همگى آن پر مجرد اضافت بود اوست :
از پر مجرد اضافت بوده استT( 6 ) برو : بر آن پر استC( 7 ) هم چون كلفى :
همچنانكه كلفC( 8 ) نشانه : شايدC( 9 ) يك جانب بنا بود : با جانب نابودT( 10 ) چون : -C( 11 ) با بود حق صفت با بود او : با خود حق صفت بايد بودC( 12 ) چون :
-C( 13 ) آن لازم شايد بود است : -T( 14 ) دو : -T( 15 ) استحقاق او در نفس يسرى : استحقاق در نفس خود سارىT( 16 ) حق : + سبحانهC( 17 ) سورهء 35 ( فاطر ) آيهء 1
( 18 ) پس چهار : و چهارC( 19 ) او دو : دوT( 20 ) سه پر : سهT( 21 ) هر كس : هر كسىC( 22 ) نرسد : + براستيش راC