نبودى صعود به حضرت حقّ كى توانستى كرد ؟ و علامت آنكه كلمه و روح يك معنى دارد « 1 » آنست كه اينجا
« إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ »
گفت و جاى ديگر
« تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ »
« 2 » ، و هر دو « اليه » راجع است بحقّ جلّت قدرته . و نفس مطمئنّة همين معنى دارد چنان كه گفت
« ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً »
« 3 » « 4 » . پس عالم غرور صدا و « 5 » ظلّ پر جبرئيل « 6 » است اعنى پر چپ و روانهاى روشن از پر راست اوست . و حقائقى كه القا مىكنند و در خواطر چنان كه گفت
« كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ »
« 7 » و نداء قدسى چنان كه « 8 »
« وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ »
« 9 » و غير آن همه از پر راست است از آن او « 10 » ، و قهر و صيحه و حوادث « 11 » هم [ از پر چپ اوست عليه الصلاة و السلام ] « 12 » .
( 20 ) پرسيدم شيخ را « 13 » اين پر جبرئيل آخر « 14 » چه صورت دارد ؟ [ گفت اى غافل ندانى كه اين همه رموز است ] « 15 » كه اگر « 16 » بر ظاهر بدانند « 17 » اين همه « 18 » طامات بىحاصل باشد . گفتم هيچ كلمتى « 19 » مجاور « 20 » روز و شب باشد ؟ گفت اى غافل « 21 » ندانى كه مصعد كلمات حضرت حقّ است [ چنان كه گفت
« إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ »
] « 22 » و در حضرت حقّ تعالى « 23 » نه شب باشد « 24 » و نه روز ، « ليس عند ربكم مساء و لا صباح » « 25 » ، در جانب ربوبيّت زمان نباشد . گفتم اين قريه كه
هامش
( 1 ) معنى دارد : معنى استT( 2 ) سورهء 70 ( المعارج ) آيهء 4
( 3 ) سورهء 89 ( الفجر ) آيهء 29
( 4 ) راضيه مرضية : -C( 5 ) صدا و : ازT( 6 ) پر جبرئيل :
جبرئيلT( 7 ) سورهء 58 ( المجادلة ) آيهء 23
( 8 ) چنان كه : -T( 9 ) سورهء 37 ( الصافات ) آيهء 104
( 10 ) همه از پر راست است از آن او : آواز پر جبرئيل استT( 11 ) حوادث هم : - همC( 12 ) از پر چپ . . . و السلام : از پر اوستT( 13 ) پرسيدم شيخ را : گفتم پير راC( 14 ) اين پر جبرئيل آخر : آخر آن پر جبرئيلC( 15 ) گفت . . .
همه رموز است : جواب داد كه اى عاقل كه همه رمزهاستC( 16 ) كه اگر : - اگرT( 17 ) بدانند : + دانىC( 18 ) اين همه : -C( 19 ) كلمتى : كلمه راC( 20 ) مجاور : مجاورت
( 21 ) غافل : عاقلC( 22 ) چنان كه گفت . . . الطيب : -T( 23 ) تعالى : -C( 24 ) شب باشد :
شب استC( 25 ) سورهء 4 ( النساء ) آيهء 77