تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
متحرّكست ، در نظر و حدقهء او گردش ظاهر شود « 1 » . هر گه « 2 » كه در ميانهء گردش حدقهء كنيزك سياه و نظرش بر من آيد و در برابر « 3 » من افتد ، از من بچّه‌اى در رحم او حاصل شود بىآنكه در من « 4 » تحرّكى « 5 » و تغيّرى افتد . گفتم كه « 6 » اين برابرى و نظر و محاذات « 7 » او به تو چگونه « 8 » متصوّر شود ؟ گفت مراد از اين الفاظ صلاحيّتى و استعدادى « 9 » بيش نيست . پير را گفتم چونست كه تو درين خانقاه « 10 » نزول كردى بعد ما كه دعوى عدم تحرّك و تغيّر « 11 » از تو ظاهر شد ؟ گفت اى سليم دل آفتاب پيوسته در فلك است و لكن « 12 » اگر مكفوفى را شعور « 13 » و ادراك « 14 » و احساس حال او نباشد نابود احساس او موجب عدم بود يا « 15 » سكون آفتاب در محل خويش نباشد . اگر مكفوف را آن نقص زايل شود « 16 » او را از آفتاب مطالبت « 17 » نرسد كه تو « 18 » چرا پيش از اين در عالم نبودى و مباشر درو « 19 » نگشتى زيرا كه او همواره در دوام حركت ثابت بوده است ، امّا « 20 » تغيّر در حال « 21 » مكفوفست نه در حال آفتاب « 22 » . ما نيز پيوسته درين صفّه‌ايم و ناديدن تو دليل نابودن ما نيست و بر تغيّر و انتقال « 23 » دلالت ندارد ، تبدّل « 24 » در حال تست .
هامش
( 1 ) در نظر و حدقهء او گردش ظاهر شود : و نظر و حدقهء او در گردش ظاهر شودT( 2 ) هر گه : هر گاهC( 3 ) برابر : برابرى برابرىT( 4 ) در من : -T( 5 ) تحركى : تحركC( 6 ) گفتم كه : - كهC( 7 ) برابرى و نظر و محاذات : نظر او و برابرى و محاذاتC( 8 ) چگونه : چونC( 9 ) صلاحيتى و استعدادى : صلاحيت است و استعدادC( 10 ) خانقاه : خانگاهC( 11 ) و تغير : -C( 12 ) و لكن : و ليكنC( 13 ) شعور : شعارهT( 14 ) و ادراك : ادراكC( 15 ) بود يا : -T( 16 ) شود : گرددC( 17 ) مطالبت : مطالمتT( 18 ) تو : -C( 19 ) درو : دورC( 20 ) اما : -C( 21 ) حال : -C( 22 ) آفتاب : خورشيدC( 23 ) انتقال : + ماC( 24 ) تبدل : تبديلT
مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 215 | نجفقلى حبيبى / يحيى السهروردي ( شيخ اشراق ) / هانرى كربن / سيد حسين نصر