تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
بدان كه اين شيخ « 1 » كه سجادهء او در صدر است شيخ و استاد و مربّى پير دوّمست كه در پهلوى او نشسته است ، و پير دوّم را در جريدهء او ثبت كرده است و همچنين پير دوّم پير سوّم « 2 » را و سيّم چهارم را تا به من رسد ، و مرا آن « 3 » پير نهم در جريده ثبت « 4 » كرده « 5 » است و خرقه داده و تعليم كرده . ( 9 ) پرسيدم كه شما را از فرزند و ملك و « 6 » امثال اين « 7 » هست ؟ گفت ما را جفت نبوده است و ليكن هر يكى فرزندى داريم و هر يكى آسيائى « 8 » ، و هر فرزندى « 9 » بر آسيائى « 10 » گماشته‌ايم تا تيمار آن مىدارد . و ما « 11 » تا اين آسياها را « 12 » بنا كرديم « 13 » هرگز در آن ننگريسته‌ايم « 14 » و ليكن فرزندان ما هر يكى بر سر هر آسيائى « 15 » بعمارت « 16 » مشغولست و بيك چشم بآسيا « 17 » مىنگرد و بيك چشم « 18 » پيوسته بجانب پدر خويش نگاه مىكند . [ و امّا آسياى من ] « 19 » چهار طبقه است و فرزندان من « 20 » بس بسيارند چنان كه محاسبان هر چه زيركتر « 21 » احصاى ايشان نتوانند كردن « 22 » . و هر « 23 » وقتى مرا فرزندى چند حاصل شود ايشان را « 24 » بآسياى « 25 » خويش فرستم و هر يكى « 26 » را مدّتيست معيّن در توليت عمارت . چون وقت ايشان منقضى
هامش
( 1 ) اين شيخ : آن شيخC( 2 ) پير سوم : سومC( 3 ) و مرا آن : مرا اينC( 4 ) ثبت : ثابتT( 5 ) كرده : -T( 6 ) ملك و : ملكT( 7 ) اين : آنC( 8 ) آسيائى : آسيابىC( 9 ) فرزندى : فرزندى راC( 10 ) آسيائى : آسيابىC( 11 ) و ما : - ماC( 12 ) آسياها را : آسياب‌ها راC( 13 ) بنا كرديم : بنا كردC( 14 ) ننگريسته‌ايم ننگريستمC( 15 ) سر هر آسيائى : سر آسيابىC( 16 ) بعمارت : بعمارتىT( 17 ) بآسيا : بآسيابC( 18 ) چشم : جانبT( 19 ) و اما آسياى من : آسياب منC( 20 ) فرزندان من : - منT( 21 ) زيركتر : ذكىترC( 22 ) نتوانند كردن : نتوان كردT( 23 ) و هر : هرC( 24 ) ايشان را : من ايشان راT( 25 ) آسياى : آسيابC( 26 ) و هر يكى : - وC