تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
شود ايشان پيش من آيند و ديگر از من مفارقت نكنند ، و فرزندانى ديگر كه نو حاصل شده باشند « 1 » به آنجا « 2 » روند و برين « 3 » قياس مىبود . و از بهر آنكه آسياى من « 4 » مضيقى سختست و در نواحى آن « 5 » مخاوفى و مهالكى « 6 » بسيار است و از « 7 » فرزندان من هر كه را نوبت رعايت خود بجاى « 8 » آورد و از آنجا « 9 » مفارقت كند ديگر ميل « 10 » عود ازو متصوّر « 11 » نشود و ليكن اين پيران ديگر را هر يكى « 12 » فرزندى بيش نيست كه متكفّل « 13 » است آسيا را « 14 » و پيوسته « 15 » بر شغل خويش ثبات مىنمايد و فرزند هر يكى قوىتر از جمله « 16 » فرزندان منست و مدد آسيا « 17 » و فرزندان من از آسيا « 18 » و اولاد ايشانست . ( 10 ) گفتم اين توالد و تناسل ترا « 19 » بر سبيل تجدد چگونه « 20 » مىافتد ؟ گفت بدان كه من « 21 » از حال خود متغيّر نشوم و مرا جفت نيست الّا كنيزك « 22 » حبشى « 23 » . هرگز من در وى « 24 » نگاه نكنم و از من حركتى صادر نشود « 25 » الّا آنست كه او « 26 » در ميانهء آسياها « 27 » متمكّن است و نظر « 28 » او در آسيا « 29 » و گردش « 30 » وتد او را « 31 » رهين « 32 » شده است ، و چنان كه احجار
هامش
( 1 ) فرزندانى ديگر كه نو حاصل شده باشند : فرزندان ديگر كه نو حاصل باشندT( 2 ) به آنجا : آنجاT( 3 ) برين : بدينC( 4 ) آسياى من : آسيابC( 5 ) در نواحى آن : بر نواحىC( 6 ) مخاوفى و مهالكى : مخاوف مهالكC( 7 ) و از : ازC( 8 ) - 5 خود بجاى : بجاC( 9 ) و از آنجا : از آنجاC( 10 ) ميل : -T( 11 ) متصور : مقصودC( 12 ) هر يكى : -T( 13 ) متكفل : متكملT( 14 ) متكفل است آسيا را : كه قائم است به تكفل آسياب اوC( 15 ) و پيوسته : پيوستهC( 16 ) جمله : -T( 17 ) آسيا : آسيابC( 18 ) آسيا : آسيابC( 19 ) ترا : -T( 20 ) چگونه : چونC( 21 ) كه من : - منC( 22 ) كنيزك : كنيزكىC( 23 ) حبشى : + دارمC( 24 ) وى : اوC( 25 ) و از من حركتى صادر نشود : كه حركتى از من صادر شودC( 26 ) كه او : كهT( 27 ) ميانهء آسياها : ميان آسياب‌هاC( 28 ) و نظر : نظرC( 29 ) آسيا : آسيابC( 30 ) و گردش : گردشT( 31 ) وتد او را : و تدوير اوC( 32 ) رهين : رهنT